اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٥٣ - فصل«در اهتمام به اوقات شريفه»
بزرگوار رسيده كه عقل را توان درك آن نيست. بعنوان مثال در حديث قدسى در بيان واقعه عاشورا آمده است كه: كوچك آنها را عطش از پاى در مىآورد و از شدت عطش مىميرد و بزرگ آنها از شدت عطش پوست بدنش جمع مىشود حال فكر نما كه چگونه عطشى بوده كه پوست بدن از شدت آن جمع شده است، و يا اين سخن كه مىگويد: عطش بين او و آسمان هم چون دود حايل گشته بود و يا سخن آن بزرگوار در روز عاشورا كه مىفرمود:
اسقونى شربة من الماء و قد تفتّت كبدى من الظّماء.
جرعه آبى بمن بياشاميد كه جگرم از سوز عطش ريزريز گشته است.
و چگونه مىشود كه جگر از شدت تشنگى ريزريز شود مگر اينكه از شدت عطش پخته شود و رطوبتى در آن باقى نماند بگونهاى كه از شدت خشكى ريزريز شود، و باز بسيارى بودهاند كه اهل و فرزندانشان كشته شدهاند ولى چه كسى را خانوادهاى مثل اهل اولاد ابى عبد اللّه ٧ بوده است و كجا كسى را فرزندى چون فرزند آن بزرگوار بوده كه شبيهترين افراد از حيث خلق و خلق و گفتار به رسول خدا ٦ باشد، چرا كه اين مرتبهاى بزرگ و درجهاى نزديك به درجه امامت و يا مقارن و مساوى با او است، هم چنين بسيار بودهاند كسانى كه اهل و عيال آنها اسير گشته ولى كجا اسيرانى مثل امام زين العابدين ٧ و زينب و سكينه و ام كلثوم بودهاند و كجا رفتارى كه با اينها شده با ديگران شده است، و باز بسيارند كسانى كه سرشان بر نيزه رفته ولى آنچه با سر فرزند رسول خدا شد بر سر چه كسى رفته است، و خلاصه آنكه اگر انسان در اين واقعه