اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٩٩ - فصل«در حقيقت نماز»
و آن روايتى كه مىگويد براى نماز چهار هزار حد و باب است.
و آن روايتى كه مىگويد نماز به منزله ستون دين است، اگر قبول شد بقيه اعمال هم قبول خواهد شد و اگر رد شد بقيه هم رد خواهد گشت.
و اينكه نام نماز و اجزاء آن در كتب الهى و سنت انبياء آمده تمام اينها بحكم عرف و لغت بهترين دليل بر اين حقيقت است كه مراد از نماز تنها صورت نماز بدون توجه به حقيقت آن نيست و ما در اول اين كتاب در بحث از لفظ صلاة باين حقيقت اشاره نموديم.
و اما اسماء اجزاء نماز از تكبير، و قرائت، و ذكر، و ركوع، و سجود، و تشهد، و سلام، تمام اينها هم عرفا و هم لغتا بر صورت بضميمه حقيقت آن معنا، اطلاق مىشود نه بر صورت تنها، مثلا تكبير لفظا، اگر دل آدمى موافق با آن نباشد بخصوص كه اگر قلب و عمل انسانى بر ضد آن تكبير باشد، اگر آن را تحقير بناميم سزاوارتر است از اينكه آن را تكبير گوئيم. همچنين سجده، اصل معناى آن تواضع و فروتنى است و بهر خم شدنى و نهادن پيشانى بر زمين سجده نمىگويند چه بسا كه انسان براى گذاشتن چيزى بر زمين خم شود و يا بدون خضوع و خشوع پيشانى بر زمين نهد، بخصوص اگر كه هدف از آن، در تضاد با حقيقت تواضع باشد چنين سجدهاى را هرگز سجده نخواهند دانست. و بر همين قياس است ركوع و تشهد و سلام و قرائت، و معلوم است كه بمجرد اينكه لفظ قرآن بر زبان جارى شود اين را قرائت قرآن نمىگويند مگر اينكه انسان بقصد قرائت قرآن آن لفظ را بر زبان آورد و همينگونه تسبيح و حمد.