اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٤ - فصل دوم در عبرت و تفكر در اين امر
مىگويم مراد از سخن امام ٧ اينست كه مؤمن وقتى كه ببيند در مقابل لذت اندكى كه از نعمتهاى دنيائى بر گرفته، همان لذت به اذيت و آفت بدل شد، و جز با دفع آن از آزار آن رهائى نمىيابد پى مىبرد كه عاقبت همه لذات دنيائى همين است و بخاطر فرار از زيان و آفات آنها بايد ترك آنها گفت و جز بقدر ضرورت از آن بهره نگرفت تا قلب و نفس آدمى از سنگينى تعلق خاطر بآن- در نعمتها و لذتهاى حلال- و از اذيت و آفات آن- در حرمات و شبهات- راحت باشد.
در نتيجه همان گونه كه از پليديها دورى مىكند از آنها هم پرهيز خواهد نمود، و هنگامى كه ببيند طعامى كه براى ادامه حيات به ناچار از مصرف آن است و قوام و بقائش بآن بستگى دارد، براى دفع ضرر و آفت آن بايد چنين ذلتى را تحمل كند تكبر و خود بزرگ بينى را به كنارى نهاده و تواضح پيشه مىكند و از آنچه در گذشته بر خلاف اين رويه عمل نموده پشيمان مىشود و از ترك اجابت وصاياى حضرت پروردگار، در مواردى كه به طهارت ظاهرى و باطنى او كه موجب راحت قلب و نفس او است مربوط مىشود حيا نموده و يقين مىكند كه از اين لذات پست دنيائى بخاطر عاقبت بد آنها بايد صرفنظر نمود و لذت خالص حقيقى را در نعمتهاى دنيائى نمىتوان يافت. بلكه لذت واقعى رضا و خشنودى حضرت بارىتعالى است كه پس از وصول به امان خداوندى در آن سراى هميشگى نصيب آدمى مىگردد.
چهارم آنكه در ريزهكاريهاى آفرينش اعضاء و جوارح خود تفكر كند كه چگونه عورتش در محل مناسبى قرار گرفته، و در وجوه حكمت وضع آن در آن محل كه باعث سهولت دفع و تطهير و نزديكى