اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٧ - فصل دوم در عبرت و تفكر در اين امر
و كارگزاران حفظ تمام اين عوالم و رابط بعضى از اينها با بعضى ديگر و وسيله افاضه خيرات ذات اقدس حق در ممالك الهى، ملائكه ناميده مىشوند.
مطلب ديگر اينكه جميع حركات و سكنات اختيارى انسان و عزم و اراده و حب و بغض و تصور سعادت و شقاوت و خلاصه تمام حركات و سكنات اعضاء آدمى اثرى از احوالات قلب بوده و از صفات آن ناشى مىشود، و منشأ احوالات قلب، يا امرى ظاهرى از اعمال و رفتار جوارح و اعضاء آدمى بخصوص حواس است و يا امرى باطنى است مثل خيال و شهوت و غضب و اخلاقى كه در مزاج آدمى مركب شده است. و لذا هرگاه آدمى چيزى را بوسيله حواس درك نمود اثرى از آن در قلب پديد مىآيد كه اگر آنچه كه درك شده خير باشد آن اثر، نور است و صفاء و اگر شر باشد ظلمت است و تيرگى، هم چنين اگر شهوت فوران نمود و مثلا آدمى به پرخورى گرفتار شد، اثرى از آن در قلب حاصل مىشود و اين آثار باقى مانده و در انتقال خيال از چيزى به چيز ديگر كمك مىكند، و بحسب انتقال خيال، قلب آدمى هم از حالى به حال ديگر منتقل مىشود و بر اثر آثار اسبابى كه بر قلب عارض مىشود قلب آدمى پيوسته در تغيير و تحول است و خصوصىترين اثرى كه براى قلب آدمى حاصل مىشود همين خطورات قلبى است كه مقصود از اين خطورات، همان فكر و انديشه و يادى است كه بر سبيل تجدد و يا تذكر در دل آدمى مىگذرد، و شوق و نفرت از همين خطورات قلبى است كه حاصل مىشود و انگيزه جلب و دفع نيز همين است، زيرا نيت و اراده و عزم از همين خطورات قلبى نشأت مىگيرد، لذا مىتوان گفت كه