اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٨ - فصل دوم در عبرت و تفكر در اين امر
مبدأ همه كارها و اعمال بشر، همان چيزى است كه ابتدا در دل آدمى مىگذرد و پديد مىآيد، اين امر رغبت و ميل آدمى را تحريك مىكند و از ميل، نيت و اراده برمىخيزد، و اراده، عضلات را به حركت وامىدارد، و از حركت عضلات عمل انجام مىگيرد.
خطورات قلبى بر دو قسم است يك قسم خطوراتى است كه آدمى را به شر و فساد مىكشاند و ثمرهاش ضررى است كه از آن ضرر، خيرى قوىتر از آن حاصل نمىشود، و قسم ديگر باعث خير و خوبى است آنهم خيرى كه هيچ ضررى نداشته باشد نه خيرى كه ضررش كمتر از خيرش باشد.
و خاطره محمود و پسنديدهاى كه آدمى را بخير دعوت مىكند ذات اقدس حق به وساطت ملائكه ببندگان افاضه مىنمايد و بآن «الهام» گويند و آنچه كه آدمى را به شر و پليدى مىكشاند بواسطه شيطان است و آن را «وسوسه» ناميدهاند، و به لطفى كه دل را براى الهام ملائكه و قبول آن آماده مىكند توفيق و بحالتى كه زمينه را براى وسوسه شيطان و پذيرش آن مهيا مىسازد خذلان گويند.
بنابراين ملك آفريدهاى است كه ذات اقدس حق او را براى افاضه خيرات كه علم و كشف حقيقت و وعده به معروف باشد آفريده، و شيطان موجودى است كه كارش وعده به شر و امر به فحشاء و ترسانيدن آدمى از فقر آنگاه كه تصميم به انجام كار خيرى بگيرد مىباشد، و قلب آدمى پيوسته بين اين دو كشش در نوسان است.
پس اگر اين حقيقت را به وجدانت دريافتى به يقين خواهى دانست كه براى اعمال و رفتارت چه بدنى و چه قلبى در توفيق و خذلان