اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٩٣ - فصل«در بيان احوالى كه نماز بواسطه آن كامل مىشود»
است، و لذا آن حكيم الهى فرمود: محبت دنيا رأس و منشأ هر خطا و گناهى است.
پس آنكس كه باطنش بر محبت دنيا سرشته شد و در پى كسب زينتهاى دنيائى بر آمد و همش پيوسته در پى تحصيل آن و اشتغال به حفظ و تكميل آن است آن هم نه بحد ضرورت بلكه بخاطر محبت و لذت- كه دنياى مذموم هم همين دنيا است كه آدمى را از ذكر و ياد خدا مانع شود نه آنچه كه براى ادامه زندگى ضرورى است- چنين كسى نبايد طمع داشته باشد كه طعم محبت خدا را بچشد، و لذت مناجات با او را آن چنان كه زاهدان در دنيا در نماز و ديگر عبادات و طاعات خود مىچشند دريابد. زيرا آنكس كه بدنيا خوشحال شود به خدا و به مناجات او خوشحال و مسرور نخواهد شد، و همت آدمى متوجه چيزى است كه روشنى چشم او در آن باشد، اگر در دنيا باشد همتش هم در پى او است و اگر در نماز باشد همتش متوجه او خواهد بود و علاج كامل اين است.
و لكن آنچه را كه ممكن است و ميسور نبايد بخاطر آنچه كه دشوار و سخت است ترك نمود و افراد ضعيف و عاجز امثال ما نبايد بخاطر اينكه نمىتوانيم به يكباره ريشه شهوتها و خواستههاى نفسانى را از عمق وجود خود بر كنيم مجاهده با نفس را به يكباره ترك گوئيم، بلكه سزاوار است كه بهر اندازه كه ممكن است در هنگام نماز قلب را متوجه نماز سازيم و آنچه كه باعث اشتغال قلب به غير خدا مىشود تا حد امكان كم نمائيم. و خلاصه كلام آنكه مسكنها گرچه در ريشه كن نمودن ماده فساد، و يا كمال نماز كارساز نيست، ولى خالى از نفع نيست، و چه بسا