اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٢٠ - فصل«در بيان لباس پوشيدن»
اين سخن با همه كوتاهيش از آن سخنان جامعى است كه بشر نمىتواند به كنه آن دست يابد و هر چه انسان در آن بيشتر بينديشد بحسن و كمال اين سخن بيشتر پى مىبرد و در مىيابد كه اين سخن تمام مراتب خير را در امر لباس با اشاره به علت آن در بر دارد، زيرا لباس اگر خيلى فاخر باشد دل آدمى را به ريا و عجب و فخرفروشى و حفظ آن لباس مشغول مىسازد و اگر خيلى كهنه و مندرس باشد باز باعث اشتغال دل به ريا، و يا به خجالت مىشود و انسان در پى اين است كه نواقص آن لباس را بهر طور شده بپوشاند، و خود را از اثرات سوئى كه داشتن آن لباس در جامعه دارد حفظ كند، و در اين مطلب وجوهى از حكمت نهفته است كه كسى را دسترسى بآن ممكن نيست مگر آنكه را خدا حكمت بخشيده باشد، زيرا انسان اگر لباس كهنه و مندرسى بتن نمود مردم او را بچشم ديوانگان و يا اراذل و اوباش مىنگرند و اين خود سبب و كمكى براى شيطان مىشود، چون مقدارى از حشمت و جاه از اسباب آخرت است. و مصيبت و تمام مصيبت اين است كه حشمت و جاه بخاطر اينكه غذاى روح انسان و موافق با هواى نفس او است و لذت آن لذتى روحى است كه فوق همه لذات است دل آدمى را كدر مىسازد، و انسان در رعايت آن اندازه كه بدان نياز است مغرور گشته و اخلاص نيت را فراموش مىنمايد در نتيجه ضررى بزرگ متوجه او گشته و او جاه و مقام را بحال خود مفيد مىداند و در حالى كه در پى تحصيل جاه و مقام بخاطر دنيا است چنين مىپندارد كه كار آخرت مىكند، و از جائى كه خود متوجه نيست خويشتن را به هلاكت مىافكند. و اين سخن امام ٧ اين حدود را در نظر گرفته و آدمى را بر جاده اعتدال رهنمون مىسازد. و آنجا كه مىفرمايد-