اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢١٤ - فصل«در بيان لزوم خوف و فضيلت آن»
آن حضرت نشست و فرمود: هيهات هيهات اى اصمعى، خداوند بهشت را براى كسانى بيافريد كه او را اطاعت كنند و لو كه بنده حبشى باشد و آتش را براى كسانى آفريد كه معصيت او كنند و لو سيد قرشى باشد آيا اين آيه از قرآن را نشنيدهاى كه مىفرمايد:
فَإِذانُفِخَفِيالصُّورِفَلاأَنْسابَبَيْنَهُمْيَوْمَئِذٍوَلايَتَساءَلُونَ.
آنگاه كه در صور دميده شود نسبى بين آنها نخواهد بود در آن روز سؤال هم نمىشوند.
ابو درداء روايت كند كه شبى امير المؤمنين على ٧ را ديدم كه از مردمان كناره گرفته و در مكان خلوتى مشغول مناجات با پروردگار و گريه و زارى است و مىفرمود: بارالها چه بسيار گناهانى كه با بردبارى از عقوبتش در گذشتى و چه بسيار جرائمى كه بكرم و بزرگواريت آن را آشكار نساختى، بارالها گرچه عمرم در نافرمانى تو طى شد و گناهانم بسيار گشت ولى آرزويم تنها غفران و آمرزش تو است و اميدواريم تنها رضا و خشنودى تو است، بارالها آنگاه كه به عفو و بخشش تو فكر مىكنم گناهانم بر من آسان مىآيد و آنگاه كه آن اخذ و گرفتن تو را به ياد مىآورم مصيبتم بر من خيلى بزرگ مىآيد، آه اگر در نامه عملم گناهى را مشاهده كنم كه از ياد بردهام و تو آن را نگاشتهاى پس بگوئى او را بگيريد، پس واى بر آن گرفتارى كه نه عشيرهاش مىتوانند او را نجات دهند، و نه قبيلهاش مىتواند سودى بحال او داشته باشند، آه از آتشى كه جگرها و كليهها را بريان كند، آه از آتشى كه پوست بدن را بر كند، آه از آتشى كه خرمن گستراند.
ناگاه ديدم صدا خاموش شد گفتم حتما حضرت را خواب برد