اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٠٦ - و اما تفهم،
و هراسى كه در پيش است و خالى نمودن دل از غير خدا و تقليل موانع خارجى، به اينكه چشم را بمحل سجده بدوزد و از خواندن نماز در اماكنى كه باعث اشتغال خاطر مىگردد احتراز كند، همه اين امور براى دستيابى به بعضى از مراتب حضور و تفهم نفع بسيارى دارد. هم چنين معناى هر فعل و قولى را قبل از اشتغال بآن اگر انسان بخاطر بگذراند سپس بر زبان آورد بسيار مؤثر است مثلا در هنگام قرائت ابتدا بسم اللّه الرحمن الرحيم را از دل بگذراند سپس بر زبان آورد، بعد معناى الحمد للّه رب العالمين را بخاطر آورد بعد آن را قرائت كند همينطور آيه آيه تا آخر آن، و باز هنگامى كه مىخواهد دستهايش را براى ركوع بلند كند اول معناى اين عمل را بخاطر آورد و بعد انجام دهد، سپس معناى ركوع را بعد به ركوع برود و همينطور تا آخر نماز.
اگر بگوئى آنچه كه از اين آيات و اخبار و آنچه تو در مورد نفى اسم از صورت خالى از حقيقت بيان داشتى بر مىآيد بطلان نماز جمهور اهل اسلام مىباشد بلكه اگر دقت بيشترى شود بطلان نماز كسى هم كه حتى يك جزء از اجزاء نماز را بدون حضور قلب انجام دهد گرچه بقيه اجزاء نمازش تمام شرايط ششگانه را داشته باشد مسلم است، زيرا حكم مركب چنين است كه باين ترتيب جز براى معصومين عليهم السّلام براى كسى ديگرى اقامه نماز بوجه صحيح و مقبول ممكن نيست.
مىگويم بلى حقيقت حكم مركب و حكم وضع اسم همين است كه ما گفتيم، ولى آنچه كه از جميع بين اخبار و رواياتى كه در اين زمينه رسيده بدست مىآيد چنين نشان مىدهد كه امر باين مشكلى نيست، و خداوند حتى براى نمازى كه در اول آن نيت و حضور قلب براى نمازگزار-