افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢٢ - باز هم در مورد صفات خدا
خاطر هوش و عقل و حضور در جلسات دينى و خطبههاى جماعات و نزديكى با علماء و مطالعهى كتب دينى داراى مراتب مختلفى است و بايد همه در بالا بردن معرفت خود، رسيدن به درجات بالا حتى المقدور كوشش كنيم كه در درجات اخروى ما تأثير دارد، و الله الموفق.
٤- مرتبهى بعدى معرفت كه فوق استعداد نوع انسان است و جزء خدا كسى نمىداند و ما، در مباحث گذشته دو دليل بر استحاله و امتناع عقلى آن بيان كرديم.
نكتهاى كه در پايان لازم به ياد آورى مىباشد اين است كه: سه مرتبه اول از اقسام علم حصولى است كه سر وكار علماء و دانشمندان با يك سلسله از مفاهيم كلى است؛ مانند مفهوم واجب الوجود، علم و قدرت او، حيات او، سمع و بصر او و عينيت صفات او و .. و از لذت علم حضورى به كلى محروميم و مخصوص فرستادگان خدا و شبيه آنان است كه در بند چهار از آنان نام برديم؛ ولى بعيد نيست در بهشت كه حقيقت بهشت و دوزخ و ميدان حساب، حسى مىشود، و احتمالًا موضوعات مربوط به انبياء و اوصياء (ع) هم روشن مىگردد، احتمال قوى مىرود استعداد بهشتىها حسب درجات و مقامات مختلف اصحاب اليمين و مخلَصين (به فتح لام) كه قبلًا بحث آنان گذشت، بالا برود و در مورد خداوند صفات او چيزهايى بفهميم كه در علم كلام و علم الهيات بالمعنى الاخص (در فلسفه) فعلى ما وجود نداشتهباشد و ما آنها را تا كنون تصور نكردهباشيم[١].
[١] - مؤلف كم علم در سن ٨٢ سالگى حتى مفهوم يكى از اوصاف ذاتى خداوند را هنوز ندانسته و آن صفت حيات است تا چه رسد كه واقعيت آن را بداند ما هنوز اندر خم يك كوچهايم، حيات انسانى در مورد خداوند غير معقول است، حياتى را كه فلاسفه و متكلمين بيان كردهاند، مجرد اصطلاح خود آنان است، ادراك خداوند( سمع، بصر، و رويت) آيا الفاظ مجازى از علم محيط او به محسوسات است يا چيزى زايد برعلم؟ من چيزى براى جواب دادن ندارم گاهى در قرآن« لام» جاره، بر« يعلم» كه ضمير آن به خدا بر مىگردد آمده است:( ليعلم الله) معناى آن فهميده نمىشود؛ چون علم خدا ازلى است. و غير ذلك.