افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥٤ - از اين آيه چند مطلب به فهم ما مى آيد
همين معنى از نظر منجّمين نيز ثابت است، كه گفتهاند چشمك زدن زيباى ستارگان به سبب قشر هوايى است كه اطراف زمين را گرفته. و گرنه در فضا ستارگان تلألؤ ندارد بازهم دقّت شود.
٤- سؤال مهم اين است كه همين سماى دنيا آيا تمام آسمان اول از آسمانهاى هفتگانه است و يا قسمتى از آن و يا كمى بيشتر از آن؟
به هرحال گفته مىشود ستارگان كه ديده مىشوند به سه كهكشان تعلّق دارند كه يكى كهكشان راه شيرى است كه زمين ما، سياره يكى از خورشيد ها و ستارگان اوست.
حرف اخير اينكه هدف و علّت غايى خلق ستارگان هرگز زينت آسمان دنيا نبوده؛ بلكه يكى از فوايد آنها براى لذّت بردن ما زمينى ها مىباشد و سبب اصلى خلقت مذكور كاملًا براى ما مجهول است؛ بلكه علّت غايى و سبب واقعى خلقت خود ما نيز مجهول است. از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟
و عبادت و رحمت كه در قرآن آمده مكرّراً در گذشته گفته ايم كه علّت ثانوى است نه اولى.
٥- ممكن است كه آيه اشاره و اشعار به اين مطلب داشته باشد كه آسمانها ظرف مكانى ستارگان است. بنابراين كهكشان مصطلح امروز خود ستارگان و مظروف آسمانها است. والله العالم.[١]
٦- آيه ٦ سوره «ق» گذشته، آسمان را امرى ساخته شده مى داند، ممكن است آسمان
[١] - نگارنده در ايام كوچكى و جوانى كه حسب معمول بين مردم قندهار كه شبهاى گرم تابستان در پشت بامهاى منزل مى خوابيدند، مكرّراً از آسمان صاف آن زمان كه ستارهها و صور فلكى آن زيبايى خاصى داشت، لذّت بردهام و امروز آن صحنه زيبا در قريههاى كوچك دور افتاده ميسر خواهد بود در مثل شهرها خصوصاً شهر كابل كه آلودهگى آن از بسيارى از شهرها و كشورها خرابتر و آلودهتر است ديدن آنها به آن صافى ميسر نيست.