افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٨ - سه مطلب
و اين كه آيا چنين زنى وجود داشته يانه؟ جوابى براى اين سوال نداريم[١].
٢. قول اهل ذكر براى جاهلين حجت است، ظاهرا مراد از اهل ذكر اهل اطلاعات و اهل معلومات باشند چه مرد و چه زن باشد، بلى اگر يك فرد باشد بايد ثقه باشد يعنى قول او موجب اطمينان گردد و اگر زياد باشند كثرت شان موجب وثوق به صحت جواب مىشود.
در خصوص آيه كه بحث از رجوليت مرسلين است مراد اهل كتاب است چون قريش مكه و ساير عربهاى مشرك معلوماتى در مورد انبياء نداشتند[٢].
يك مطلب دقيق در آيه وجود دارد كه مسئولعنه يعنى مطلبى كه در مورد آن سوال مىشود سه احتمال وجود دارد:
١- ٢. تنها رجليت مرسلين باشد.
٢- ٢. تنها ايحاء يعنى نزول وحى به سوى آنان باشد.
٣- ٢. هردو مراد باشد، به نظر اين جانب احتمال سوم قوى مىباشد.
بنا به احتمال اول، آيه دلالت بر حجيت خبر ثقه مىكند، بنا بر احتمال دوم و سوم آيه دلالت بر جواز تقليد از مجتهد مىكند، چون نزول وحى حسى نيست حدسى است و مباحث اين بحث زياد است كه مناسب اين كتاب نيست.
در اخير بايد اشاره به رواياتى شود كه مىگويد اهل ذكر اهل كتاب نيست وگر نه آنان شما را به دين خود دعوت مىكنند؛ بلكه اهل ذكر مائيم (ائمه اهلبيت عليهم السلام).
ممكن است مراد اين كه آنان تنها در مورد آيه اهل ذكر هستند نه در همه جا و نه شما را بدين خود دعوت مىكنند اهل الذكر، براى شما (مسلمانان) ما مىباشيم. اگر روايتى از اين
[١] بعضى از نواصب به نبوت مادر موسى و غيره قائل شدهاند. و گفتهاند براى فاطمه فضل خاصى ثابت نشده.
[٢] مىشود بگوئيم قريش مكه هم از ابراهيم و اسماعيل و حتى از بعضى انبياء ديگر، اطلاعى داشته و پارهاى از آنان هم اهل ذكر و اطلاع بودهاند؛ ولى اهل كتاب بيشتر مىدانستند.