افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٢ - تتمه ماجرا در مصر
عذاب را بر طرف مىكردند (از فساد اخلاقى خود) پيمان شكنى مىكردند.
١١. خدا هم بالاخره از آنان انتقام گرفت و به سبب تكذيب به آيات خداوند و غفلت از آنها آنان را در دريا غرق كرد و قبل از آن خداوند موسى و بنى اسرائيل را به شكل معجزه از دريا نجات داد.
١٢. پايان كار: فرعون و لشكر او در رود نيل غرق شدند اطراف شرقى و اطراف غربى زمين را كه پر بركت و حاصل خيز و امن بود به قومى كه توسط فرعونيان ضعيف و زبون شده بود داديم و وعده خوب پروردگارت بر بنى اسرائيل به سبب صبر شان به سر رسيد و دستگاه فاسد فرعون و قوم او را (در مصر) نابود كرديم.
در پايان يك قضيه حل نشده باقى مىماند كه چرا فرعون پسران بنى اسرائيل را مىكشت؛ ولى موسى را نكشت؟ آيا از موسى مىترسيد كه عصاى او اژدهها نشود و مرا نكشد يا علت ديگر داشته مثلا خداوند محبت او را كه در كوچكى موسى، به او داشته مانع قرار داد و يا ترس از عصايش را در قلبش مهم نمود و يا هردو را در قلب سياى او انداخت تا قصد كشتن او را نكند. والله العالم.
يك سوال مهم: مصر پس از غرق شدن فرعون و همراهان و رفتن موسى و بنى اسرائيل به سوى شام تمدن و اقتصاد و تجارت و قصرها و منازل قيمتى چه سر نوشتى پيدا حكرد؟ آيا همه از بين رفت؟ حمله خارجى بر آن صورت گرفت؟ يا جنگهاى داخلى آن را خراب كرد؟ و يا حوادث طبيعى ديگر؟ و به عبارت ديگر تدميرى كه قرآن آن را در آخرين و دهمين آيات مذكور بيان مىكند و بچه كيفيت بوده؟ نگارنده چيزى نمىداند.
آيا با موسى همه بنى اسرائيل از چنگ فرعون فرار كردند؟ قاعدتاً جمعى از پيران و بيچارگان باقى ماندهاند؛ بلكه مقتضاى عادت اين است كه جمعى از نبى اسرائيل- حتى جوانان آنان- و قبطيان در شهر مصر باقى ماندهاند.