افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨١ - تتمه ماجرا در مصر
گرفتن موسى معبودان[١] فرعون را.
٣. تصميم فرعون بر كشتن پسران و زنده گزاردن زنان آنها به دليل اين كه ما بر بنى اسرائيل مسلط هستيم.
٤. سفارش موسى بقوم خود كه در (مسائل زندگانى پر مشقت) از خداوند استعانت بجويند و صبر داشته باشند.
٥. شكايات بنى اسرائيل پيش موسى كه پيش از تو و بعد از آمدن تو ما به اذيت و آزار فرعون مبتلائيم (وپيروزى تو بر نابودى جادوى آنان فايدهاى به هر حال ما نكرد).
٦. وعده موسى به آنان كه مىشود دشمن شما هلاك شود و زمين در اختيار شما قرار گيرد و خدا مىبيند چگونه عمل مىكنيد.
٧. از حوادث مهم اين دوره مبتلا شدن آل فرعون به قحطى و كمبود محصولات بود كه شايد به خدا باز گردند كه بر نگشتند، اگر خوبى به آنان مىرسيد از استحقاق خود مىدانستند و اگر بدى به آنان مىرسيد فال بد موسى مىزدند.
٨. هر كارى كه موسى براى هدايت آنان انجام مىداد مىگفتند هر معجزهاى كه بكنى ما ترا تصديق نمىكنيم! (چه لجبازى احمقانه و جلب عذاب قيامت براى خود).
٩. فرستادن طوفان و هجوم ملخ و شپش و قورباغهها (بقهها) و آلوده شدن وسائل به خون براى (برگشت و اصلاح) آنان مفيد واقع نشد و عكس العمل آنان تكبر و خود خواهى بود كه عادت مجرمين است.
١٠. وقتى كه برا آنان عذابى نازل مىشد از موسى مىخواستند كه اگر آن را بر طرف كند به او ايمان مىآورند و بنى اسرائيل را با او (به هر جايى بروند) مىفرستند وقتى خداوند آن
[١] از اين آيه ١٢٧ سوره اعراف به دست مىآيد كه فرعون با ادعاى اين كه رب اعلاى مردم مصر است باز هم بتتتهايى چند داشته كه يا اعتقادا و يا به خاطر رضاى بت پرستان قبطى آنها را عبادت مىكرده است.