افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٩ - احترام سحره به حق
مىگويم رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ.
احترام سحره به حق
اين نكته ساحران به فرعون جبار و طاغوت و متكبر قابل غور و بررسى است: قسم به خالق ما هرگز ترا در برابر دلايل روشنى (كه بر وجود و قدرت خداوند جهان) براى ما رسيد اختيار نخواهيم كرد (باطل را بر حق ترجيح نخواهيم داد) هر كارى مىخواهى انجام بده.
چه ايمانى و چه جرئتى! اگر اين مطالب در قرآن نمىبود هرگز باور نمىكردم، من نمىدانم در ميان جمعيت انبوه بنى اسرائيل كه بعضى ادعا كرده شش صد هزار در مصر بودهاند كه موسى آنان را از اسارت و غلامى و عذاب و قتل نجات داد و سالها مورد توجه و تربيت موسى و هارون بود و تورات براى آنان نازل شد، چند تن پيدا مىشوند كه در كمال ايمان و مقاومت بر حق مانند اين جادوگران قبطى (يا از قوم ديگر) كه تازه ايمان آوردند، برسند ببين؛ تفاوت ره از كجاست تا به كجا.
خواننده عزيز! ترا به خدا با انصاف قضاوت كن اين ساحران كه تعداد آن را تفصيلا نمىدانم؛ ولى اجمالا زياد بودهاند چون فرعون دستور جمع آورى همه ساحران دانا را قبلا صادر كرده بود (اعراف ١١٢ يونس ٧٩) و تمام آرزوى آنان در حال كفر اين بود كه از فرعون قول مزد مالى را در فرض پيروزى بر موسى از خزانه دولت بگيرند وطبع مزدور مزد خواهى است (اعراف ١١٣). پس از ظاهر شدن حقانيت موسى چه روحيه عالى پيدا كردند كه همچون طفل يك شبه ره صدساله برود!!.
آيا ساحران اين فرهنگ را به همين زودى از حضرت موسى آموختند يا از عقل و فطرت خود بهره بردند واقعا اين دگر گونى عقلى و روحانى كم نظير است وبايد اعتراف شود كه ايمان واقعى معجزه گر است و اگر طبق تهديد فرعون اينان كشته شده باشند از كسانى هستند كه بدون يك ركعت نماز به بهشت رفتهاند.