افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٥ - رضاى خدا آرزوى همه انبياء و اولياء
ارحم الراحمين من نمىدانم در طول عمرم چه مقدارى با رضاى تو سپرى شده و نعوذ بالله چه قدر بدون رضاى تو؟ فعلا چه؟ و از الان تا موقع مردن چه؟ خدا يا من آن عمرى كه بدون ياد تو و رضاى تو باشد نمىخواهم ترا به عظمت خودت از ما راضى باش تنها سرمايه زندگانى ما همين رضاى توست از ما به حق مقربين درگاهت راضى باش[١].
انبياء علم به غيب ندارد
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُ طه: ٨٥.
خداوند به موسى فرمود ما قوم ترا بعد از تو امتحان كرديم و سامرى آنان را (به گوساله پرستى) گمراه كرد.
آيا انبياء و رسولان و امامان اولا علم به همه احكام شرعى دارند؟ وثانيا درجه علم آنان در باره معرفت به ذات و صفات الهى تا به كجا مىباشد؟ و ثالثا انبياء به همه موضوعات خارجى علم دارند؟ علم آنان به كرات ديگر چه؟
١. بعيد نيست پس از گذشتن اوايل نزول شريعت علم به همه احكام شرعى (حلال و حرام) و يا به قسمت مهم آن داشته باشند و بقيه در موقع ابتلاء و سوال مومنين به آنان وحى و يا الهام شود.
٢. معرفت تام و احاطه به ذات خداوند براى انسان و همه موجودات امكانى كه متناهى و محدود هستند، عقلًا ممتنع مىباشد. احاطهى علمى روح محدود و عقل محدود ما به موجود غير متناهى واجب الوجود ممتنع است و حواس ما در غير محسوسات راهى ندارد هر چند ممكن الوجود باشد تاچه رسد به خداوند مجرد از ماده و ماهيت و خارج از زمان و مكان، وسيله ارتباط ما با خالق ما يك سلسله مفهومات ذهنى خود ما است كه ما را به آشنايى اجمالى
[١] من معنى رضاى تو را كه نفس و صفات نفسى ندارى نمىدانم؛ ولى تو براى خودت اين صفت را ذكر كردى همه متدينين رضاى تو را مىخواهند و آن را كمال سعادت خود مىدانند انبياء و اولياء هم عاشق رضاى تو مىباشند.