افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٣ - پذيرفتن عمل نتيجه قوى ترى دارد
ظلم وجود ندارد پس معلوم مىشود قبح عقلى براساس مالكيت استوار نيست اضرار به غيربدون جهت تا چه رسد به خلود در آتش و ادخال در آتش با توجه عقل به مالكيت همه جانبه خدا حدوثاً و بقاءً مطلقا قبيح است و عقل عملى درك مىكند كه حكمت خداوند مانع اين كار او مىشود و او اراده ظلم را نمىكند بنا براين نه مالكيت در اين مورد اثر دارد و نه قبح آن به مصلحت بر طرف مىشود.
ممكن است بگوئيم ادراكات عقل عملى مانند ادراكات عقل نظرى نيست ادراكات عقل عملى از واقعيت حكايت نمىكند بلكه مخصوص براى نظام اجتماعى خود مردم هستند كه آنان به آن زندگانى خود را بهتر اداره مىكنند پس اين احكام شامل حال واجب الوجود نمىشود.
ولى قرآن دلالت دارد كه خالق انسانها احكام عقل عملى را قبول دارد هم در دنيا و هم در آخرت و مىگويد او بر كسى ظلم و اجحاف نكرده و نمىكند و خود را قائم به قسط و عدل مىداند بلكه بالاتر از عدالت وعدهاى به رحمت و بخشش داده است و عقل عملى درك مىكند خداوند به مقدار ذرهاى ظلم نمىكند و حق مؤمنين محسنين را ضايع نمىگرداند و يارى مؤمنين را بر خود لازم گردانيده است. اين بحث تا به همين جا ناقص است و بايد در جايى تكميل شود.
پذيرفتن عمل نتيجه قوى ترى دارد
وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً مريم: ٧٦. خداوند همه مردم را به ايمان و عمل صالح و اخلاق حسنه دعوت كرده است آنانى كه پيروى مىكنند خداوند باطن آنان را نورانى مىكنند كه جزاى عمل آنان است و همين نور روح آنان را شكوفا مىسازد كه او را بمزيد تحصيل ايمان و اعمال صالحه تشويق مىكند و عمل بعدى زمينه ساز مرحلهى بالاتر ايمان و تقوى است و هكذا و اين نور و شكوفايى در اينجا به زيادت هدايت تعبير شده است.