افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢ - زكريا و يحيى(ع) در قرآن
به بخشش (پسرت) يحيى بشارت مىدهد كه تصديق كننده به كلمهاى از خداوند (حضرت عيسى) مىباشد و اين پسر تو سيد و به دور از گناهان و يا به دور از زنان است[١] و صاحب نبوت و از شايستگان است.
زكريا به خدا عرض كرد كجا من صاحب فرزند مىشوم من پير شدهام و زوجهام نازا شده، فرمود چنين است ولى خدا آنچه را كه بخواهد انجام مىدهد.
زكريا عرض كرد كه دعاى مرا قبول فرمودهاى براى من نشانهاى قرار بده فرمود نشانهى تو اين است كه سه روز حرف زده نمىتوانى مگر به اشاره (آل عمران ٣٨ تا ٤١).
در سوره انعام در ضمن نام بردن جمعى از انبياء در آيه ٨٥ مىفرمايد: زكريا، يحيى، عيسى و الياس همه از صالحان هستند.
قرآن در همين سياق ١٨ تن از انبياء و رسولان را كه چهار تن آنان از اولوالعزم هستند ذكر مى كنند و سپس مىفرمايد: أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ الأنعام: ٨٩.[٢]
[١] زن گرفتن عمل شايسته و گاهى واجب مىشود؛ ولى براى بعضىها ممكن است خوب نباشد مثلا يحيى و عيسى عليهما السلام كه تا زنده بودنند زن نگرفتند.
[٢] در اين سه چيز كه به آنان داده شده يكى نبوت است كه روشن است و همه آنان داراى نبوت بودند؛ ولى بحث سر دو چيز ديگر است يكى حكم ديگرى كتاب يعنى آيا همهاى اين هجده نفر داراى كتاب جداگانهاى بودهاند يا بعضى ها مكلف به پيروى از كتاب ديگرى بودهاند و ديگر اين كه معنى حكم چيست؟ در جواب از معنى حكم مىگوئيم اظهر در اينجا اين است كه به معنى دستور خلل نا پذير و فرمان وزين است كه ناشى از اعطاى علم به آنان است و دستورات انبياء بر همه لازم العمل است هر چند در كتاب آسمانى آنان ذكر شده نباشد و ممكن است مراد از حكم معلومات روش و خلل نا پذير باشد و در جواب سوال از كتاب ممكن است بگوئيم: ممكن است براى اين هجده تن و جمع كثيرى از انبياء نوشتههاى آسمانى نازل شده باشد وممكن است بعضى از كتابها در وجوب عمل به آنها دو يا چند پيامبر مشترك باشند كه در آيه ٤٤ مائده بر آن تصريح شده است به هرحال ممكن است زكريا و يحيى هر كدام صحفى داشته باشند. والله العالم.