افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٨ - خطابهاى تند به خير المرسلين(ص)
شد، او مصرانه از پيامبر (ص) مىخواست آياتى از قرآن را براى او بخواند و به خاطر كورى، نمى دانست كه پيامبر (ص) كار مهمترى دارد و بايد صبر كند و على القاعده، سخن گفتن كورها بلند و با صدا است، باز هم آن حضرت به او نگفت ساكت شود و صبر كند، تنها ناراحتى اين كار كه مانع ارشاد مشركين مىشد در چهرهى مقدس او پيدا شد و روى خود را از او برگردانيد و با مشركين صحبت را ادامه داد كه آيات مباركه نازل شد و آن حضرت را سرنش كرد.
بعضى آراى بىمدرك و روايات بىسند، آيات سرنش كننده را، متوجه غير پيامبر (ص) دانستهاند؛ ولى از نظر نگارنده بىاعتبار است؛ زيرا از خود آيات به خوبى روشن مىشود كه مخاطب، خود پيامبر (ص) است و خدا او را سرزنش نموده است.
٣- «فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ ...» (الأنعام: ٣٥)؛ اگر خدا مىخواست مردم را بر هدايت به اسلام جمع مىكرد، از نادانان مباش. پيامبر (ص) علاقه داشت، مردم مسلمان شوند، كه نمىشدند، خداوند او را چنين سرزنش مىكند.
٤- «إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ ...» (هود: ٤٦)؛ نوح (ع) از خداوند نجات پسرش را از غرق شدن خواست و اين خطاب تند و سرزنش صريح به اوشد.
٥- «وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا، إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً» (الإسراء: ٧٤ و ٧٥)؛ و اگر ما تو را- اى رسول ما- تثبيت (و تأييد) نمىكرديم نزديك بود كه كمى به آنان (مشركين و كفار) ميل پيدا مىكردى كه در اين وقت در دنيا و در مردن دو برابر عذاب به تو، مىچشانديم، بعد برما براى خود[١]، يارى دهنده نمى يابيدى.
[١] - آيه را چنين تفسير كردهاند.