افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٧ - عجايب باران و زرع و رنگهاى آن
مطابق تقاضاى حكمت الهى را دارد و از همين زيادتى مستحق، ظاهراً تعبير به بىحساب شده است و گرنه: «وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» (الرعد: ٨).
عجايب باران و زرع و رنگهاى آن
«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً ... فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ» (الزمر: ٢١)؛ واقعاً محتواى آيه، عقول خردمندان را اولًا متعجب مىسازد و سپس آدمى را به خالق حكيم و عليم و قادر مطلق، رهنمايى مىنمايد:
١- چگونه از درياى شور، ذرات آب نمك خود را از دست مى دهند و خفيف مىشوند و تصاعد پيدا مىكنند.
٢- چگونه شرايط اين كار آماده مىشود تا ابرها پيدا شود.
٣- چگونه بادها پيدا شده و مىآيند تا ابرها را به هوا (حد اكثر تا پانزده كيلومتر) بالا مىبرند بعد شرايط ديگرى آن ابرها را به باران- آب لطيف و خوش مزه و صحى- تبديل مىكنند كه به زمين مىآيد و زندگى و زندگانى حيوان و إنسان را حفظ مىدارد، سپس در زمين خاكى جريان پيدا مىكند، نه خشك مىشود و نه فاسد و كثيف و بعد به شكل طبيعى و يا به وسيلهى وسايل زمين مرده را سر سبز مىسازد، چه نسبتى بين آب و بيرون آمدن صدها قسم گياهان ريز و متوسط و كلفت (درختان) و گلهاى لطيف و ميوههاى كوچك و بزرگ بامزههاى مختلف با خصوصيات رنگارنگ و با رنگهاى بهجتآور بىحساب متعدد و خواص مختلف فيزيكى و شيميايى آنها وجود دارد؟.
بلى همهى اينها به خاطر تكرر و كثرت ديدنها براى ما يك امر عادى شده كه گاهى جمعى از بىخردان، آنها را تصادفى و زايدهى خاك مىدانند؛ ولى عاقلان كه مغز إنسانى آنان كار مىكند، در رنگريزى خدا متحير مىمانند!، به لايتناهى بودن علم و قدرت و حكمت خالق آنها اقرار مىكنند و هم زمين هم آب باران را مشتمل بر حقايق زيادى مىدانند؛ بلى