افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٢ - سخنى در باره ى طاغوت و طاغوتيان
و در مراتب رسيدن به كارهاى دنيوى يك شرط ديگر نيز معتبر است كه قوت بركار را داشتهباشد: «... إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ» (القصص: ٢٦)؛ براى انجام عمل، بهترين اجير؛ قوتمندِ امين است (امانت در تقوى داخل است) و قوت فيزيكى و فكرى شرط مهم در انجام كارها است.
بهشت و دوزخ چند طبقه است
«لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ ...» (الزمر: ٢٠)؛ براى متقيان بالاخانههايى است كه بالاى آنها بالاخانههاى (ديگرى) است از اين آيه سه طبقه بودن ساختمانهاى بهشت به دست مىآيد؛ منتهى طبقهى زمينى بيان نشده ولى كلمهى «غرف» اول برآن دلالت دارد.
اين سه طبقهاى بهشت در فرضى است كه دو كلمهى «غرف» (غرفهها) جمع شان عرضى باشد و اگر طولى فرض شود، حد اقل بهشت يا بهشتها، شش طبقهاى مىشود. خداوند دانا است.
در آيهى ١٦ متقدم در مورد دوزخىها مىفرمايد: «لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ...» (الزمر: ١٦)؛ ظلل جمع ظله، به معناى ساتر است كه بالاى سر و زير پاى آنان است؛ يعنى از بالا و پايين آنان آتش است (نعوذ بالله منها)؛ ولى معالوصف بعيد است كه دوزخ نيز داراى طبقاتى باشد: «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ» (الحجر: ٤٤)؛ آيا دوزخ كه- ظاهراً كرهى جداگانه است- هفت قسمت جداگانه دارد تا هفت كره گردد؟ يا همه قسمتها متصل است و يك كره است؟ والله العالم.
سخنى در بارهى طاغوت و طاغوتيان
«وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ» (الزمر: ١٧)؛ كسانى كه از عبادت طاغوت دورى نموده و به سوى خدا بر گشتهاند براى آنان بشارت و خبر خوشى است؛ ممكن است عبادت در اينجا به معناى مطلق اطاعت و دستور پذيرى باشد