افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٢ - مطالبى در مورد دين
در آسيا و آفريقا توسط مجالس مقننه و قوهى مجريه، تهيه و تصويب شده و اجراء مىشود با اخلاص دين براى خدا كه قرآن روى آن تأكيد مىكند و تشريع و بدعت را حرام مىدارد چه نسبتى پيدا مىكند؟
) اگر قوانين وضعى مطابق دين اسلام باشد مشكلى ايجاد نمىكند، مىشود مسلمانان به آنها به عنوان دين خدا- نه به عنوان مصوبهى مجلس نمايندگان و نه به عنوان قانون رسمى دولتهايى كه استحقاق تصدى حكومت را شرعاً ندارند- عمل كنند؛ ولى اين فرض بسيار اندك است.
بلى اگر حكومتى در يك و يا چند كشور اسلامى باشد، در منطقة الفراغ مىتواند مطابق ضوابط دينى قوانينى را وضع كنند، در اين صورت بر مردم مسلمان پيروى از آن احكام جايز است و منافاتى با وجوب اخلاص دين براى خداوند ندارد؛ بلكه بر حكومت اسلامى اجراى آن لازم است و بر مردم اطاعت و التزام به آنها.[١]
واقعيت عينى خارجى اين است كه دولتهاى اسلامى در عصر ما، غالباً به قوانين شرعى چندان اعتنايى ندارند خصوصاً كه در حواشى آنان مدعيان علوم دينى كه ضعف فراوانى در معلومات دينى و تقواى الهى دارند و براى تحصيل نان و مقام براى هرگونه فتواى مطلوب دولتها آمادهگى دارند؛ قوانين رسمى از احكام و قواعد دينى فاصلهى زيادى گرفته است، و آينده بدتر ازگذشته و زمان حاضر، حدس زده مىشود.
بد بختانه جمعى كه براى حاكميت اسلام پس از جهاد افغانستان و حكومت اسلامى ايران، به پا خواستهاند؛ مانند افرادى از القاعده، داعش، بوكوحرام و امثال آنها، به هيچ وجه انتظار اقامهى حكومت اسلامى، نه در بعد شناخت دين و نه در بعد عملى، از آنان در فرض پيروزى
[١] به كتاب تصويرى از حكومت اسلامى و توضيح المسايل سياسى اينجانب مراجعه شود.