افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨١ - داستان آدم و ابليس و سجده ى ملائكه
را، تشويق به مقاومت در دين نمايد؛ ولى معالوصف، وجه بيان دو حصر براى صفت انذار به نظر قاصر من حل نشده است[١] اللهم منك الاستمداد فى زيادة الاستعداد (فى عصر يوم الجمعة هذا (١/ ٢/ ١٣٩٦).
داستان آدم و ابليس و سجدهى ملائكه
«إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ، فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ، فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ، إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ، قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ، قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ، قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ، وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ» (ص: ٧١- ٨١)؛ وقتى بدن آدم را تكميل و از روح خود (مِن رُّوحِى) در آن دميدم، همه براى او، سجده كنيد، تمام فرشتهها (بدون استثنا) سجده كردند مگر ابليس تكبر و بزرگ منشى كرد و از كافران بود (شد).
مطالب ذيل در مورد آيات شريفهى فوق، با كمال اختصار بيان مىشود:
١- آنچه كه آدم را مسجود ملائكه قرار داد، امر خداوند بود؛ يعنى هدفم تخطئهى مفسيرينى است كه آيه را تأويل بردهاند و گفتهاند: سجده براى خدا بوده نه براى آدم كه شرك است و حرام.
نظر صحيح اين است كه: مطابق ظاهر لفظ آيه، سجده براى آدم بود ولى به امر خداوند. آدمى كه بدنى داشت؛ حاوى اسرار شگفت آور (از نظر فيزيو لوژى) كه در قرن بيست و يكم، هنوز همهى عجايب آن كشف نشده و واقعاً محيرالعقول است و روحى دارد كه مظهر
[١] - احتمال ديگر در ذهنم كه بعد از نوشتن دعاى فوق آمد، اين است كه: اين همه تاكيد در قرآن براى صفت نفى غلو ساده لوحان است كه پيامبر صاحب دين نيست و تنها منذر وبيم دهندهى منكرين از انكار دين است. والله العالم.