افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٦ - آرزوى سليمان جايز بود
(از آنها) ياد آورى نمايند.
بعيد نيست كه از اين آيه، به دست آيد كه تدبر در قرآن و يا تدبر در ترجمهى آن (براى غير عربها) و تذكر آنان به آيات بهتر از قرائت آن باشد؛ لذا مهم است كه زن و مرد مسلمان مقدارى بخوانند و در مطالعه ترجمهى آن به زبانى كه مى فهمند تدبر نمايند و مطالب مهم آن را براى عمل به آنها در دفترچهاى ياد داشت نمايند و از آنها پند بگيرند، خداوند به همهى زنان و مردان مسلمان اين توفيق را مرحمت فرمايد.
انداختن جسد بر كرسى سليمان
«وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ» (ص: ٣٤)؛ ما سليمان را آزمايش كرديم و جسدى (تن بىجان) را بر كرسى (تخت او) انداختيم، اين آيه، عمداً موضوع را به اشاره بيان كرده است؛ ولى مفسرين هر كدام چيزى گفتهاند كه همهى آنها ضعيف است.
قانون تفسير اين است كه الفاظ و جملات آيات بايد در معنايى ظهور لفظى داشته باشد تا براى مفسران، تفسير جايز گردد، اين ظهور چه از خود آيه و چه از آيات ديگر و چه از احاديث معتبرالسند يا معتبرالصدور، پيدا شود، حجت است.
و اما تأويل قرآن جايز نيست مگر به دليل معتبر. خداوند ما را در همهى حالات خصوصاً در موقع تفسير قرآن از اشتباه حفظ فرمايد. و بر اين اساس نگارنده در تفسير آيه چيزى براى گفتن ندارد.
آرزوى سليمان جايز بود
«... وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» (ص: ٣٥)؛ خدا يا به من