افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨ - سه مطلب در مورد داستان موسى و عالم
مطلب قابل توجّه است
اوّلًا بر خلاف پندار عموم عوام مسلمان و اهل علم متوسط آنان، انبياء و ائمه (ع) به همه چيز علم ندارند و اين عالم- كه معلوم نشد پيامبر بوده حتّى در فرضى كه اسم او خضر بوده باشد، چون نبوّت خضر نه در قرآن و نه در احاديث معتبر السند ثابت نشده است، يا نه- عالم بزرگى بوده كه قرآن در حق او مىگويد: «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» الكهف: ٦٥ يعنى او بنده اى از بندگان ما بوده كه رحمت از نزد خود به او داده بوديم و او را تعليم داده بوديم علمى از پيش خود، كه مقام او را بالا نشان مى دهد؛ ولى با همين مقام خود حتّى اگر داراى نبوّت هم بوده باشد، حضرت موسى از او برتر بوده. آخر موسى از پنج پيامبر اولوالعزم بوده كه از همه انبياء و رسولان برتر بوده اند
٢- عملى را كه خضر با حضور موسى انجام داد آيا از نظر شريعت اسلام براى علما جايز است امروز به جواز آنها فتوى بدهند يا خود آنها را به جا آورند؟
ظاهراً امر اول سوراخ كشتى به خاطر حفظ آن كه مال ايتام (و سبب نفقه آنان) بوده جايز است و يك نوع احسانى به مالك آن بوده است. و امر سوّم نيز اشكالى ندارد اهل قريه كه به سائلى غذا ندهد و آن سائل با شكم گرسنه ديوارى را كه نزيك به سقوط باشد آن را خراب نموده و ترميم نمايد إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ. مگر اين كه صاحب آن به تخريب آن راضى نباشد.
موسى هم در مرتبه اوّل و دوّم بر خضر ايراد شرعى نگرفت؛ بلكه بسيار با ملائمت و آرامى به او تذكّر داد كه مى شد در ساختن ديوار مزدى بگيرى كه شكم ما و تو سير مى شد و