افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧ - سه مطلب در مورد داستان موسى و عالم
بزرگ و كوچك را مى دانستند كه با قانون غذا و آب معمولى انسانها و حيوآنها منافات دارد.
من شنيده ام هم اكنون بيماران صعب العلاج پول دار را منجمد مى كنند تا بعد از ساليان زياد طب ترقّى كند و آنان به حيات سالم خود بر گردند.
حضور عينى يا كتبى و سرنوشت عقل عملى
«يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً الكهف: ٤٩ (مجرمين) مى گويند واى بر ما اين چه كتابى است كه همه اعمال بزرگ و كوچك را شماريده و (مجرمين) مى يابند عملهاى خود را حاضر و پروردگار تو به أحدى ستم نمىكند. از اين آيه دو مطلب به دست مىآيد:
١- كه حضور اعمال حضور كتبى است نه حضور عينى
كه حكم عقل عملى (حسن و قبح) هر چند در دنيا زاييده نياز بشرى در سر و سامان دادن اجتماع آنان بوده، ولى خداوند همانگونه كه آن را در زندگانى دنيايى انسانها پذيرفته در زندگانى آخرت نيز امضاء فرموده است و لذا مى فرمايد: «وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً» و جمعى از فلاسفه كه منكر اين مطلب هستند بايد ظلم را به معناى فلسفى خود تأويل ببرند، چنانچه بعضى از مفسّرين مطلب اوّل را بر خلاف سياق و سباق آيه به تجسم العمل بدون جهت تأويل بردهاند هردو تأويل باطل است. و يا قدر متيقن حضور كتبى ست.
سه مطلب در مورد داستان موسى و عالم
١- اين عالمى كه حضرت موسى (ع) را از كارهاى سه گانه خود متعجّب ساخت به نام خضر شهرت پيدا كرده است[١] سه كار عجيبى را انجام و موسى را كلافه كرد و در اينجا سه
[١] - در يك حديثى كه سند آن على الظاهر به نظر من- به خلاف نظر نجاشى- معتبر است، امام رضا( ع) مىگويد پس از وفات پيامبر( ص) كسى به در منزل آمد و اهل بيت( ع) را تعزيت گفت و اهل خانه صدا و كلام او را مى شنيدند و شخص او را نمى ديدند، حضرت على فرمود اين شخص خضر است آمده است كه شما را به عزاى پيامبر شما تسليت و تعزيت بگويد. بحارالأنوارج ٢٢/ ٥١٠، كمال الدين ج ٢/ ٣٩١، معجم الاحاديث المعتبره ج ١/ ٥٣٧ طبع اول و دوّم. از اين حديث همه مى فهمند كه خضر از زمان حضرت موسى تا زمان وفات آن حضرت زنده بوده.