افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٨ - نتيجه كار بد، بد است
٥- از لازمه خراب شدن آسمان ها و زمين فعلى بايد براى ثواب مطيعين و عقاب كافرين جهان ديگرى باشد كه ذيل آيه اول اين عنوان به آن نظر دارد.
٦- آخرين مطلب مشكل در اين آيه اين است كه كفار بر ترك تفكر بر دو امر فوق (حقانيت خلقت و معين بودن مدت آن) سرزنش شده، در حالى كه اگر فكر كفار آن به امر اول ميسر بوده به امر دوم ميسر نبوده، و حتى فوق تفكر آنان بوده و ما هم حتى امروز اگر خود قرآن از اجل معين و محدود سموات و زمين خبر نمى داد، آن را نمى فهميديم، بلكه فلاسفه به قدم و ابديت جهان امروز معتقد اند (دقت شود).
اگر خوانندگان عزيز جواب سوال اين كم بضاعت را پيدا كردند و من زنده بودم، برايم بنويسند. (إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ).[١]
نتيجه كار بد، بد است
«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ». (سوره روم، آيه ١٠).
پايان مردمان بدكار، بدى است كه آيات خداوند را نسبت به دروغ مى دهند و به آن ها استهزاء مى كنند.
گاهى افرادى از وظايف دينى خود تخطى مى كنند، گناهى را (در ترك واجب و يا فعل حرام) به جا مى آورند، ولى از خداوند شرم و حيا دارند و گاهى از عقاب قيامت مى ترسند،
[١] - آنچه در ذهن مؤلف فقير به نحو احتمال خطور مىكند، اين است كه توبيخ تنها در ترك تفكر حقيت خلقت است كه از آن به وجود خالق حكيم عليم و قدير ايمان بياورند. و ذكر اجل معين كلام ديگر است كه مقدمه ذكر معاد باشد و من در كتاب معاد نوشته ام كه اثبات آن نقلى و تعبدى است؛ بر خلاف پندار جمعى كه آن را عقلى مى دانند.