افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١١ - اعاده خلق
مطلب جديدى ندارد و مانند ساير آيات از معاد صحبت مىكند.
و اگر مراد از اعاده، اعاده همه مخلوقات باشد كه تمام اقسام جماد و نبات و حيوان و انسان و ساير انواعى كه در آسمان ها احتمالا وجود داشته باشند و ما نديده ايم، همه از روزى كه آفريده شده اند،[١] هرچند امكان عقلى دارد، ولى تصور آن از عقل ما بيرون است. و ممكن است مراد از كلمه مذكور (خلق) آفرينش باشد كه اسم مصدر است و مراد از آن موجبه جزئيه باشد. و الله العالم.
بعيد نيست كه مراد آيه مباركه به قرينه كلمه" يرَوْا" ابداء و اعاده نباتات (سبزه ها و برگ هاى درختان و ميوه هاى زمينى و سردرختى و امثال آن ها) باشد كه در بهار همه جا سبز مىشود، در تابستان نضج مى يابند، در خزان پژمرده و زمستان معدوم مىشود، و در بهار دوباره اعاده مى گردند.
در آيه ١١ سوره روم نيز آمده است: «اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ».
خداوند خلق را ابداء مىكند، سپس آن را برمىگرداند، و بعد از آن به سوى او رجوع مىكنيد!
اين آيه دلالت دارد كه رجوع به سوى حق غير از اعاده و برگردانيدن خلق است. و علمه عند الله.
و اگر بگوييم مراد از خلق در اين آيه موجودات عاقل مكلف است و مراد از اعاده آن ها عود در برزخ (كره سائره) و مراد از رجوع به سوى حق رفتن صالحين آنان به بهشت و رفتن
[١] - چه اين روز انفجار بزرگ باشد، و چه ابتداى خلقت بعد از معاد سابق باشد، به فرضى كه جهان قيامت ها و معاد هاى زيادى داشته باشد. و معاد آينده ما و خرابى جهان ما حلقهى از يك سلسله معاد هاى زيادى باشد كه در آينده هم در متن لايتناهى زمان ادامه داشته باشد.