افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٨ - علوم تجربى و شكوفايى ايمان به خدا
فعلى و صفات سلبى و صفات مدحى دارد و ... و نيز بگويند، علوم تجربى از آن ها صحبت نكردهاند و يا به تعبير دقيق صحبت نمى توانند، درك حواس محدوده تنگى دارد و علم محدود ما كجا و عرصه لايتناهى واجب الوجود و كمال مطلق كجا؟
اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست عرض خود مى برى و زحمت ما مى دارى
مى گوييم درست است، ولى علوم تجربى (فزيك، شيمى كيميا)، (بيالوژى، فيزيولوژى نباتى و حيوانى و انسانى، آمپريولوژى، جيالوژى، علم نجوم و ستاره شنانى و امثال اين ها) عظمت كيفيت موجودات را از ناحيه خلقت نه كه از ناحيه تقدير هرچيز بيان مىكند.
اولا علم نجوم در دايره حس، وسعت جهان را ميليون ها مرتبه وسيع تر و عجيب تر از وسعتى كه هيئت بطلميوسى نشان داده بود، اثبات نموده است و هنوز هم حرف اخير خود را در اين باره نگفته است؛ انتظار اين مى رود كه جهان امروز با دها ميليارد كهكشان خود چندين برابر وسعت بيشتر پيدا كند!
و ثانيا علوم تجربى به خاصيت ذاتى خود كه با جزييات امور مادى سروكار دارد و جمله دوم «وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً». (سوره فرقان، آيه ٢). يعنى كه خداوند هر چيز را (پس از آفريدن) اندازه گيرى كرده است، را آن قدر تفسير و تبيين كردهاند كه از تمام علوم عقلى و نقلى سبقت گرفته و نظم موجودات جهان را به طورى بيان كردهاند كه به بهترين صورت علم و قدرت و حكمت بى پايان آفريننده جهان را به اثبات رسانيده اند؛ خصوصا كه در قرن بيستم ميلادى علم روحى جديد وجود روح انسان را ثابت كرد و آن را علمى ساخت، و ماترياليزم را كه پس از تجزيه اتم و ابطال بساطت اتم هاى موهوم، بيجان شده بود، خفه كرد كه فعلا از نظر علم يا مرده است و يا در بستر مرگ قرار دارد.