افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠١ - برخى مسايل قيامت
أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ. (سوره حج، آيات ١ و ٢).
در اين آيه چند مطلب است:
١- كلمه" الناس" مسلمان و كافر را شامل مىشود و از آن فهميده مىشود كه كفار مثل مؤمنين مكلف به اصول و فروع مى باشند كه مشهور علما به آن معتقد اند، صاحب حدايق و استاد بزرگوار ما آقاى خويى (رحمهما الله تعالى) مى گويند كفار تنها مكلف به اصول هستند و تا به ان ها ايمان نياورند مكلف به فروع نيستند.[١] آقاى خويى (قدس الله روحه) مى فرمايد كه كفار اهل كتاب به فروعات مشترك بين اسلام و دين خود آنان نيز مكلف هستند.
ما جواب اين قول را در بعضى از كتب كلامى خود در بحث تكليف داده ايم، و آياتى زيادى بر تكليف كفار به فروع دلالت دارد.
٢- زلزله قيامت در پايان دنيا در كره ارض است نه در ميدان حساب، و دليل آن سوره زلزال است: «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها ... يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ ...». يعنى روزى كه مردم از قبور خود بيرون مى شوند.
٣- انسان هاى زنده در آن روز تا وقتى كه در زمين هستند از شدت امور هولناك خيلى در ترس و وحشت اند كه زنان شيرده از فرزندان شيرخوار خود غافل مى شوند و زنان باردار حمل خود را بر زمين مى نهند، و اين دو موضوع واقعيت دارند نه اين كه كنايه از مجرد وحشت شديد باشد. بلى احتمال كنايه بودن آن ممكن است،؛ ولى خلاف ظاهر آيه مى باشد.
٤- مردم موجود آن روز پس از نفخ اول صور مى ميرند و وقتى كه نفخ صور دوم دميده
[١] - همين قول به جناب ابى حنيفه( رحمه الله) نيز نسبت داده شده است.