مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٨ - ٣ حواشی استاد بر کتاب « شهید جاوید »
صفحات ٥٦ و ٥٧:
از این دعوت صریحی که امام از مردم بصره میکند تا برای برگرداندن خلافت اسلامی به اهل بیت پیغمبر با آن حضرت همکاری کنند و سنت رسول خدا را زنده گردانند به خوبی روشن میشود امید و امکان این معنی بوده است که امام در این مبارزه پیروز گردد و با تشکیل حکومت نیرومندی، اسلام پایمال شده را نجات دهد و سنت فراموش شده پیغمبر را زنده گرداند.
البته کسی مدعی نیست که امید و امکان، صددرصد منتفی بوده است، ولی این برای مؤلف کافی نیست. مؤلف مدعی است که شرایط به طوری مساعد بوده که لااقل صدی پنجاه امکان موفقیت بوده است، و این با این دلیل اثبات نمیشود.
صفحه ٥٨:
از این سخن امام که میفرماید:«فَانْ نَزَلَ الْقَضأُ بِما نُحِبُّ فَنَحْمَدُ اللّه عَلی نَعْمائِهِ» (اگر قضای خدا به دلخواه ما نازل شد خدا را بر این نعمت شکر میکنیم) به خوبی روشن میشود که آنچه در درجه اول مطلوب آن حضرت بوده تشکیل حکومت و نجات دادن اسلام بوده و این امیدوجود داشته است که امام با پشتیبانی ارتش کوفه در آن شهر مستقر شود و حکومت مستقلی تشکیل بدهد و سنت پیغمبر را زنده کند.
این مطلب جای شک و تردید نیست. هیچ کس مدعی نیست که امام نمیخواسته و مایل نبوده حکومت اسلامی تشکیل دهد و یا در این راه فعالیت نمیکرده است. سخن در این است که اولًا امید و احتمال به قدری نبوده که برای کسی که [از نظر مؤلف] حفظ جانش را از هر چیز دیگر برای خودش و یا برای اسلام لازمتر میداند کافی باشد که جانش را در خطر قرار دهد. ثانیاً فرضاً این امکان و احتمال صددرصد منتفی بود آیا امام قیام و.
اقدام نمیکرد؟!