مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٨ - فصل چهارم یادداشت « عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی »
ثانیاً ما قدرت داریم؛ و آن، داستان غمانگیز و درعین حال بیدارکننده فلسطین در سی سال اخیر است.
سابقه یهود در فلسطین چه اندازه است؟ تنها در زمان داود و سلیمان، اینها دولتی تشکیل دادهاند و پس از آن هیچ وقت یک دولت یهودی نداشتهاند و حتی اکثریت هم نداشتهاند. در زمان فتح فلسطین به دست مسلمین [١] ...
١. چرا امام به مردم بصره نامه نوشت و آنها را دعوت کرد؟ آیا این خود نوعی نقشه توسعه خونریزی و انقلاب نبود؟ بالاتر اینکه چرا در شب عاشورا «حبیب بن مظهر» را به میان «بنی اسد» فرستاد؟ چرا یاران و کسان خود را الزام نکرد که خود را به کشتن ندهند؟.
امام مخصوصاً میخواست اعتراض و انتقاد و اعلام جرم و فریاد عدالتخواهی و حقیقتخواهی خود را با خون خود بنویسد که هرگز پاک نشود. امام خطبههای داغش را پس از برخورد با «حرّ» و پس از وقوع در بن بست ایراد میکند. (رجوع شود به نمره ٣).
بهطور کلّی تاریخ نشان میدهد که سخنانی که با خون نوشته شده هرگز پاک نشده است زیرا از نهایت تصمیم و عمق اندیشه حکایت میکند.
٢. این قسمت که در شماره ١ بیان کردیم مؤید آن است که امام تحت تأثیر عامل امر به معروف و نهی از منکر منطق شهید به خود گرفته بود که مافوق منطق عقل منفعت جو است. در این منطق تنها یک چیز مورد نظر است و آن پیشبرد هدف است به هر قیمت که شده است. ولی در سایر عوامل یعنی عامل امتناع از بیعت و عامل دعوت کوفیان برای تشکیل حکومت، نمیشود دامنه اقدام تا این حدود گسترش یابد.
٣. عطف به نمره ١: بسیاری از سلاطین مایل بودهاند که نامشان و سخنشان و پیامشان (هرچند پیامی نداشتهاند) باقی بماند، آن را بر لوحههای سنگی حک کردهاند که منم مثلًا شاه شاهان، بغ، ایزد نژاد و از نژاد خدایان، و امثال این چرندها. (رجوع شود به تواریخ سنگ نبشتهها.) ولی اینها هرگز در دلها و سینهها ثبت نشده، اما پیام امام حسین بدون آنکه روی سنگی و یا فلزی حک شود، و با اینکه صرفاً روی صفحه
[١]. [نسخه دستنویس استاد به همین صورت است.]