مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٩ - اما موضوع امر به معروف و نهی از منکر
ایجاب نمیکند، جلوگیری از خونریزی دیگران لازم میشود. از این نظر امام فقط باید بگوید: نه.
در آن زمان بیعت امام قطعاً جدّی و از روی رضا تلقی میشد و واقعاً صحّه گذاشتن به خلافت یزید بود. قرائنی دردست است که امام به هیچ وجه حاضر به بیعت نبود.
آقای صالحی [١] از مقتل خوارزمی نقل میکند که امام در مذاکراتش با محمدابن حنفیه فرمود:«لَوْ لَمْ یکنْ فِی الدُّنْیا مَلْجَاٌ وَ لا مَأْوی لَما بایعْتُ یزیدَ بْنَ مُعاوِیةَ.
اما موضوع امر به معروف و نهی از منکر :
در اینجا باید اوضاع خاصی را که در زمان معاویه و در اثر خلافت یزید پیدا شده بود درنظر گرفت:
الف. خود موضوع خلافت موروثی که جامه عمل پوشیدن به آرزوی دیرین ابوسفیان بود که گفت:«تَلَقَّفوها تَلَقُّفَ الْکرَةِ وَلِتَصیرَنَّ الی اوْلادِکمْ وِراثَةً. أما وَالَّذی یحْلِفُ بِهِ ابوسُفْیانَ لا جَنَّةٌ وَ لا نارٌ ...» [٢] ..
امام در زمان خود معاویه به این امر و به کارهای معاویه معترض بود و حتی در یک نامه به معاویه نوشت: من میترسم در نزد خدا از اینکه علیه تو قیام نمیکنم مسؤول باشم. امام در زمان معاویه اقداماتی میکرد که معلوم بود قصد شورش دارد [٣] در اینجا یک مطلب هست و آن اینکه این گونه قیامها بلکه مطلق امر به معروفها و نهی از منکرها یک وظیفه تعبّدی نیست که ما هر وقت منکری را دیدیم نهی کنیم و بر ما نباشد که به نتیجه و اثر کار توجه داشته باشیم، بلکه احتمال اثر یا اطمینان به نتیجه لازم است، یعنی این کار از نوع کارهایی است که بر مکلف است نتیجه کار را برآورد کند، والّا بیجهت نیرویی را مصرف کرده و به هدر داده است. (مسأله اعتقاد امام به نتیجه کارش مربوط است به آنچه قبلًا گفتیم که امام از نظر عامل امر به معروف و نهی
[١]. [نویسنده کتاب شهید جاوید][٢]. [خلافت را چون توپ به یکدیگر پاس دهید و آن را نزد اولاد خود به ارث نهید. هان سوگند به آنکه ابوسفیان به او سوگند میخورد نه بهشتی در کار است و نه دوزخی.][٣]. اما اینکه در نمره ٦ یادداشتهای «نهضت حسینی» از کتاب آقای صالحی از رجال کشّی و از الامامة والسّیاسة نقل کردیم که امام به او نوشت:«لااریدُ لَک حَرْباً وَلا عَلَیک خِلافاً» ناظر به زمان حال بود و قطعاً امام در زمان معاویه و برای آن زمان چنین قصدی نداشت.