مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٤ - سخنان زینب و زین العابدین علیهماالسلام در مجلس ابن زیاد
برای مسلمین درست کرده بودید، شکر خدا را که شما را کشت، شکر خدا را که شما را رسوا کرد. رسوایی در منطق او چیست؟ در منطق او هرکس که به حسب ظاهر در جبهه نظامی شکست بخورد، دیگر رسوا شده و قضیه تمام شده است؛ اگر او بحق میبود که در جبهه نظامی غالب میشد.«وَ اکذَبَ احْدو ثَتَکمْ» یعنی مغلوب شدن شما دلیل بر این است که حرفتان دروغ بود.
سخنان زینب و زین العابدین علیهماالسلام در مجلس ابن زیاد
زینب چه گفت؟ گفت:«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذی اکرَمَنا بِنَبِیهِ» خدا را شکر که ما را گرامی داشت که پیغمبر را از میان ما قرار داد و ما از خاندان پیغمبر هستیم، «انَّما یفْضَحُ الْفاسِقُ وَ یکذِبُ الْفاجِرُ وَ هُوَ غَیرُنا وَ الْحَمْدُ للَّهِ» آن کسی که در جبهه نظامی شکست میخورد رسوا نشده است. معیار رسوایی چیز دیگری است. معیار رسوایی، حقیقت جویی و حقیقت طلبی است. آن که در راه خدا شهید میشود رسوا نشده؛ رسوا آن کسی است که ظلم و ستم میکند؛ رسوا آن کسی است که از حق منحرف میشود. ملاک رسوایی و غیررسوایی این است. اینطور نیست که اگر کسی کشته شد، پس حرفش دروغ بوده است. معیار دروغ و راست بودن، خود انسان است، ایده انسان است، حرف و عمل انسان است.
حسینِ من کشته هم بشود راست گفته، زنده هم بماند راست گفته. تو کشته هم بشوی دروغگو هستی، زنده هم بمانی دروغگو هستی. بعد به شدت به او حمله میکند.
جملهای گفت که جگر ابن زیاد آتش گرفت، گفت: «... یابْنَ مَرْجانَة!» (مرجانه مادر ابن زیاد بود. نمیخواهد کسی اسم مادرش را بیاورد، چون مادرش زن بدنامی بود) ای پسر مرجانه، آن زن بدنام! رسوایی باید از پسر مرجانه باشد. اینجا بود که ابن زیاد درماند و چنان مملوّ از خشم شد که گفت جلّاد را بگویید بیاید گردن این زن را بزند.
مردی که از خوارج و دشمن مولا امیرالمؤمنین است و با اینها هم خوب نیست، در حاشیه مجلس ابن زیاد نشسته بود. وقتی ابن زیاد گفت بگویید میرغضب بیاید، او از یک احساس به اصطلاح عربی، از یک حمیت عربی استفاده کرد؛ ایستاد و گفت: امیر! هیچ توجه داری که با یک زن داری حرف میزنی، زنی که چندین داغ دیده است؟! با یک زنِ برادرها کشته، عزیزان ازدست رفته داری سخن میگویی.
«وَ عَرَضَ عَلَیهِ عَلی بْنَ الْحُسَینِ» یعنی بر او علی بن حسین را عرضه کردند. فرعون وار صدا زد:«مَنْ انْتَ؟» (باز منطق جبرگرایی را ببینید) تو کی هستی؟ فرمود: