مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - جبرگرایی، پشتوانه فکری دستگاه یزید
ارزش تبلیغ اهل بیت و درواقع به ارزش سفر تبلیغاتیشان پی نمیبرد. کار اباعبداللَّه حساب شده بود، یعنی این سفر را به دست دشمن درست کرد. دشمن، این سفر را به وجود آورد. دشمن به خیال خودش اسیر حمل میکند اما درحقیقت دارد مبلّغ میفرستد.
جبرگرایی، پشتوانه فکری دستگاه یزید .
نکتهای را عرض میکنم: همیشه در جامعه بشری هر قدرت جابرهای هر اندازه زور داشته باشد بالأخره نیاز به یک پشتوانه فکری و فلسفی و عقیدتی دارد، یعنی یک نظام اعتقادی لازم دارد که تکیه گاه نظام اقتصادی و سیاسی و وضع موجود آن باشد.
بشر بالأخره نیاز به فکر دارد. اگر جامعهای درست به نظام فاسد حاکم بر خود فکر کند، محال است آن نظام بماند. این است که هر نظام موجودی، خودش را نیازمند به یک نظام فکری و عقیدتی به عنوان تکیه گاه و پشتوانه میداند؛ میخواهد آن نظام به صورت یک فلسفه باشد، یک ایسم داشته باشد یا به صورت مذهب باشد. دستگاه یزید نمیتوانست بدون یک پشتوانه فکری و اعتقادی یا لااقل بدون آنکه اعتقادات موجود مردم را توجیه کرده باشد کارش را انجام بدهد. خیال نکنید آنها اینقدر احمق بودند که بگویند سرها سرِ نیزه، گور پدر مردم و افکارشان! بلکه درهرحال در مقام اغفال افکار مردم و القاء یک سلسله افکار و اندیشهها بودند تا فکر مردم قانع بشود که وضع موجود بهترین وضع است و باید همینطور باشد. البته در میان یک عده مردم مذهبی باید آن فکر رنگ و صورت مذهبی داشته باشد. چرا از شریح قاضی استمداد میکنند؟ برای اغناء فکر مردم تا به فکر مردم رنگ بدهند، و دادند.
در کربلا این برنامه تا عصر عاشورا موفق بود. امام باقر علیه السلام میفرماید: سی هزار نفر در کربلا جمع شده بودند برای کشتن پسر پیغمبر «وَ کلٌّ یتَقَرَّبونَ الَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِدَمِهِ» [١] و همه آنها به قصد قربت آمده بودند؛ به حسین بن علی شمشیر میزدند برای اینکه به بهشت بروند. البته رؤسا- به تعبیری که فرزدق کرد- جوالشان از رشوه پر شده بود ولی توده مردم که این حرفها سرشان نمیشد. فکر توده مردم را اغوا میکردند، و این خودش در برنامههای ابن زیاد بخصوص نقش اساسی داشت. یزید در اثر
[١]. بحارالانوار، ج ٤٤/ ص ٢٩٨.