مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٠ - مقام تبلیغ
نگیریم بلکه از ماده «نَصَبَ» بگیریم، یعنی مقصود این باشد که علی علیه السلام را به خلافت نصب کن، باز مطلب صددرصد منطبق با آیات قرآن است.
مقام تبلیغ
از همه اینها چه نتیجه میگیریم؟ نتیجه میگیریم که در منطق قرآن، کار تبلیغ، کار هدایت و ارشاد مردم، کار بسیار بسیار دشواری تلقی شده است، در حالی که در جامعه ما اینقدر کوچک و سبک گرفته میشود و کار به جایی رسیده که دیگر اهل علم و فضل، هرکس که سواد و معلومات داشته باشد، ننگش میآید منبر برود. میگویند فلانی مرد عالمی است، در شأنش نیست که منبر برود و تبلیغ کند! تقصیر کیست؟
تقصیر جامعه است. جامعه اینقدر مقام تبلیغ را تنزل داده و پایین آورده که هر عالمی ننگ و عارش میآید، توهین به خودش میداند که شأن تبلیغ را به عهده بگیرد. الآن در جامعه ما الحمدللَّه اشخاصی هستند که ذوفضیلتین هستند، هم امام جماعت هستند و هم خطیب (مثل آقای دکتر مفتّح [١]). ولی در جامعه ما شأن پیشنماز از شأن مبلّغ بیشتر و بالاتر است. پیشنمازی که هنری نیست، ایستادن و دیگران به او اقتدا کردن که هنری نیست. چون من هر دو کار را کردهام میگویم. من در محراب بودهام پیشنمازی کردهام، در منبر بودهام تبلیغ کردهام. همیشه دیده و احساس کردهام که وقتی در محراب هستم، در نظر مردم محترمتر هستم تا وقتی که منبر رفتهام. خدا میداند این حقیقت است. در یک ماه رمضان، من در مسجدی منبر میرفتم و مدتی دیگر پیشنمازی میکردم. میدیدم وقتی که پیشنماز هستم، در نظر مردم بزرگتر و محترمتر هستم تا وقتی که حرف میزنم. این بود که تشخیص میدادم که این مردم، بی هنری را بر هنر ترجیح میدهند.
چرا باید اینجور باشد؟ ما خودمان هستیم که این مقام عظیم و منیع را پایین میآوریم. پیغمبر اکرم خودش مبلّغ بود، واعظ بود، منبر میرفت. در ابتدا منبر نبود، ستونی بود که رسول اکرم در حال ایستاده به آن تکیه میکردند و برای مردم موعظه مینمودند. بعد دستور دادند منبری ساختند و از آن پس میرفتند بالای منبر
[١]. [همانطور که در مقدمه ذکر شده است این سخنرانیها در سال ١٣٥٠ هجری شمسی در مسجد جاوید تهران ایراد شده است. در آن زمان اداره آن مسجد و امامت جماعت آن به عهده شهید دکتر مفتح بوده است و ایشان نیز در این جلسات حضور داشتهاند.]