ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٩٧ - باب هشتادم در جهاد و رياضت نفس
اولاد لاوى بن يعقوب و قارون را از غايت خوبى صورت و زيبائى طلعت، منوّر خواندندى و در قرائت تراه اقرأ از همه بنى اسرائيل بوده و يكى از سبعين مختار آن حضرت است، كه ايمان به او آورده بود و در زمان فقر و احتياج، مردى متواضع و متخلّق بود و گويند كه: وى به ظاهر ايمان آورده بود، امّا به باطن كافر بود، مانند سامرى. حق تعالى خواست كه او را ممتحن سازد و به انفاق، تا كفر او بر عالميان ظاهر گردد. پس او را به وسيله كثرت مال و جاه امتحان كرد.
و كانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده، و اصلها من حبّ الدّنيا و جمعها، و متابعة النّفس و هواها، و اقامة شهواتها، و حبّ المحمدة، و موافقة الشّيطان، و اتّباع خطواته، و كلّ ذلك يجتمع بحسب الغفلة عن اللَّه و نسيان مننه
مىفرمايد كه: اين خصلتهاى مذكوره، از بابت غفلت و طول امل و حرص، همه در قارون جمع بود و به هر كدام از اين صفات رذيله مذكوره، موصوف بود و منشأ و اصل اين صفات ذميمه، دوست داشتن دنيا است و جمع كردن دنيا و پيروى كردن نفس و هوا، و به عمل آوردن خواهشهاى نفس و دوست داشتن محمدت، كه مردم حمد و ثناى او كنند و خوبى او گويند و متابعت كردن شيطان و گوش به اغواى او داشتن، و همه اينها به سبب غفلت از حضرت بارى است و فراموش كردن نعمتهاى او.
و علاج ذلك: الفرار من النّاس، و رفض الدّنيا، و طلاق الرّاحة، و الانقطاع عن العادات، و قطع عروق منابت الشّهوات بدوام ذكر اللَّه، و لزوم الطّاعة له، و احتمال جفاء الخلق، و ملامة القربى، و شماتة العدوّ من الاهل و الولد و القرابة، فاذا فعلت ذلك فقد فتحت عليك باب عطف اللَّه، و حسن نظره إليك بالمغفرة و الرّحمة، و خرجت من جملة