ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٧١ - باب هفتاد و ششم در اخلاص
فعل و عملى كه از او صادر شود، صواب باشد نه خطا.
و المخلص ذائب روحه، و باذل مهجته في تقويم ما به العلم، و الاعمال و العامل و المعمول و العمل، لأنّه اذا ادرك ذلك فقد ادرك الكلّ، و اذا فاته ذلك فاته الكلّ، و هو تصفية معانى التّنزيه في التّوحيد
مىفرمايد: هر كه در صدد آن است كه هر عملى از او صادر شود، خالص باشد و از اغراض فاسده زايفه، خالى باشد. مىگدازد روح خود را و مىريزد خون خود را در تقويم علم و عمل و عامل و معمول. يعنى: بايد نهايت سعى به عمل آرد و غايت بذل جهد نمايد، تا علم او از اخلاص بيرون نرود و عمل او مقبول باشد و خود در سلك عامل حقيقى و معمول او در سلك معمول حقيقى، مندرج باشد. و هر كه به اين مرتبه رسيد و افعال و اعمال خود را از غلّ و غشّ خالص كرد، پس به تحقيق كه رسيده است به جميع مراتب خير و نيكوئى. و از هر كه فوت شود اين مرتبه عليا، پس به تحقيق كه فوت شده است از او جميع خيرات و مبرّات. و اين چنين اخلاص، از لوازم تنزيه و توحيد حقيقى الهى است.
كما قال الاوّل: هلك العاملون إلّا العابدون، و هلك العابدون إلّا العالمون، و هلك العالمون إلّا الصّادقون، و هلك الصّادقون إلّا المخلصون، و هلك المخلصون إلّا المتّقون، و هلك المتّقون إلّا الموقنون، و انّ الموقنين لفى خطر عظيم
ممكن است كه مراد به «اوّل»، اوّل تعالى باشد و مراد حضرت بارى عزّ اسمه، باشد. و ممكن است كه مراد، امام اوّل باشد و اوّل انسب است، چرا كه عدول از اسم حضرت به اوّل وجه ندارد. به هر حال مىفرمايد كه: نابود و بىاعتبار است هر عملى كه جز عبادت و بندگى حقّ باشد و عمل عبادت و بندگى هم نابود و ناچيز است، مگر عبادت كسانى كه عبادت ايشان از روى علم و دانش باشد و عبادت