ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤١٢ - باب شصت و ششم در آفت قاريان قرآن است
شرح
قال الصّادق عليه السّلام: المتّقرى بلا علم كالمعجب بلا مال و لا ملك، يبغض النّاس لفقره، و يبغضونه لعجبه، فهو ابدا مخاصم للخلق في غير واجب، و من خاصم الخلق في غير ما يؤمر به، فقد نازع الخالقيّة و الرّبوبيّة
حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايد كه: قارى قرآن كه از علم خالى باشد، مثل كسى است كه از مال و ملك خالى باشد و با وجود اين، عجب و كبر داشته باشد و چنان كه متكبّر بىمال، از نداشتن مال، بغض و كينه مردم دارد و مردم از جهت عجب، بغض او دارند. همچنين اين قارى نادان هم هر گاه با وجود نادانى، كه فقر معنوى است، خود را قارى نام كرده باشد و به اين اسم عظيم خود را موسوم نموده، گويا با وجود فقر و پريشانى و عدم مال و منال، عجب و كبر به خود راه داده است و خود را قارى خوانده. و هر كه صاحب عجب است و فقير است، خواه فقرش از مال باشد و خواه از علم، چنان كه دانستى مخاصمه و منازعه با مردم دارد، بىسببى كه موجب منازعه باشد. مثل منازعه با مخالفين و معاندين، و هر منازعهاى اين چنين كه بىسبب باشد، راجع مىشود به منازعه و مخاصمه با خداى تعالى در خالقيّت و ربوبيّت. كه چرا مرا فقير كردى و غنى نكردى؟ و نمىداند كه هر چه جناب احديّت كرده است و مىكند، عين حكمت و مصلحت است و به هر كس آنچه لايق و سزاوار دانسته است از غنا و فقر، و صحّت و مرض داده است. و قارى بىعلم نيز چون در حكم معجب است، پس نزاع او با خلق راجع مىشود به نزاع با خالق، و جوابش آن است كه دانستى.
قال اللَّه تعالى: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ. (حج- ٨)
خداوند عالم مىفرمايد كه: بعضى از آدميان، كسانىاند كه از روى عناد و جدال مجادله مىكنند در كلام الهى، و بىدليل و برهانى كه هدايت كند به مقصد،