ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٩٠ - باب شصت و دوم در باره علم
كمالى است بس منيف، و در محلّ خسيس جا نمىكند.
پنجم آنكه- ملازم خوف الهى بودن.
ششم آنكه- از هر چه منافى حفظ است، اجتناب كردن، تا قوّت حافظه، ضعيف نشود كه قوّت حفظ از براى تحصيل علم، معين قوى است.
هفتم آنكه- مقوّيات تعقّل به كار بردن و از منافيات آن، احتراز نمودن و بيدارى و سحرخيزى را ملازم بودن.
حاصل آنكه: از براى تحصيل علم، هر زحمت كه كسى به خود راه دهد، گنجايش دارد، و از براى رسيدن به او، از هر مطلب عالى مىتوان گذشت.
حديث است كه:
«اوّل ما يوضع في الميزان، العلم و الخلق الحسن».
و اوّل خلعتى كه بر دوش حضرت آدم عليه السّلام كشيدند، علم بود. كه: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها (بقره- ٣١)، و بعد از او، ميراث جمله انبيا گشت و سر دفتر مقامات و احوال همه اوليا آمد. و اين، همان علم است كه خليل جليل فرمود: إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ (مريم- ٤٣). و يعقوب عليه السّلام گفت: إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (يوسف- ٩٦). و از حال خضر خبر دادند كه: وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (كهف- ٦٥). و جاى ديگر فرموده: وَ لُوطاً آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً (انبياء- ٧٤). و گفت: وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً (نحل- ١٥). و در حقّ مهتر و بهتر عالم فرمود: وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ (نساء- ١١٣). وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً (طه- ١١٤). و اين علم، قطرهاى است از بحر محيط علم قديم، كه آن صفت پاك خداوندى است جلّ جلاله، همچو صفتهاى ديگر، چون حيات و قدرت و سمع و بصر و كلام و امثال آن. و همچنان كه روح و جسم آدم صفى عليه السّلام از قدرت و حكمت در وجود آمد، اين علم كه منبع اخلاق او بود هم، بر آن ترتيب به دو قسم نازل شد، كسبى و قدرتى:
آنچه قدرتى بود، بر عطاى محض بىعلّت تعلّق گرفت.
و آنچه حكمتى بود، به جهد و كسب مردم حواله گشت.
قسم عطائى انبيا را آمد، «فحسب».
اين قسم كه كسبى بود، بر جمله ذريّت بنى آدم به نسبت مراتبى كه در اصل