ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٥٧ - باب پنجاه و هفتم در مدح حلم
ايشان را مهذّب مىگرداند، و تسليم و رضا كه نهايت مقامات ارباب سلوك است، از او متولّد مىشود.
و نيز بايد دانست كه: حلم، نقطهاى است كه اهل نبوّت و ولايت را چنان كه گذشت، تحمّل ايذاى امّت و صبر بر ملامت خلق، بر قوّت آن حلم باشد و حقيقت آن از انشراح صدر لازم آيد، پس به مدد علمى و قوّت عقلى، متمكّن گردد و نشو و نماى او، از عين اليقين بود كه منبع توحيد و معرفت است. و از مرآت ضمير مردم، غبار وحشت عجلت كه از او شتاب نفس و حركات ابليس متولّد شود، محو نگردد إلّا به قوّت حلم. و اگر چه حلم را در اصل يك قوّت است، كه مردم را به تأنّى كه جنبش رحمان است، دلالت مىكند و از عجلت كه صفت شيطان است، مانع مىآيد، امّا فوايد او بسيار است كه هر خطا و خلل كه در اقوال و افعال واقع مىشود، از عجلت است و از اينجا گفتهاند كه: «الحلم يمنعك العجل، و من لم يعجل قلّ خطاؤه». و اينجا دقيقهاى است كه ارباب عقل را محافظت آن واجب است و آن طريق اعتدال، رعايت كردن است در جميع اخلاق و اوصاف. زيرا كه اشاره:
«خير الامور اوسطها».
، در حركات و سكنات مردم، ظاهرا، و باطنا اعتبارى قوى دارد. نبينى كه سرور عالم صلّى اللَّه عليه و آله را چون صفت حلم به كمال رسيد، چنان كه نزديك بود كه از حدّ اعتدال تجاوز كند و عهده تبليغ رسالت را مهمل گذارد، گفتند: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ (توبه- ٧٣)، و در موسى و هرون عليهما السّلام چون قوّت تهوّر و صلابت دين غلبه كرد، چنان كه سبب زياد شدن استبداد و استكبار فرعون مىگشت، در حقّ ايشان خطاب آمد كه: فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً، لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى (طه- ٤٤). حقّ سبحانه و تعالى، جمله اخلاق و اوصاف را با يك ديگر، در طينت آدم به جهت اين، اختلاط و امتزاج داد، تا حقيقت اين اعتدال كه گفتيم ظاهر گردد و معلوم شود كه قوام معيشت و قاعده معامله ذريّت آدم عليه السّلام، به او بسته است و به او مربوط است. مثلا چون حلم و غضب كه ضدّ يك ديگرند، در وجود انسان هر دو تركيب يافته است، چه اگر همه صفت حلم بودى، دفع مضرّت ممكن نگشتى، و اگر همه قوّت غضب بودى، جذب منافع