ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣١١ - باب چهل و نهم در حرمت غيبت
منه، و تكون في ذلك مبيّنا للحقّ من الباطل بيان اللَّه و رسوله صلّى اللَّه عليه و آله، و لكن بشرط ان لا يكون للقائل بذلك مراد غير بيان الحق و الباطل في دين اللَّه تعالى
مىفرمايد كه: خوض كردن و مبالغه نمودن، در ياد كردن غايبى به صفتى كه آن صفت در نزد خداى تعالى مذموم باشد و صاحب آن صفت نزد عقلا ملوم باشد، اين چنين غيبت، غيبت نيست هر چند صاحبش از شنيدن او دلگير شود، امّا به شرط آنكه تو از آن صفت منزّه باشى و غرض تو از گفتن آن صفت، بيان كردن حقّ باشد و شايع كردن حقّ در ميان خلايق، نه تفظيع و خفّت آن كس.
و امّا اذا اراد به نقص المذكور به بغير ذلك المعنى، و هو ماخوذ بفساد راى مراده و ان كان صوابا
امّا هر گاه غرض غيبتكننده، اظهار نقص آن شخص باشد، نه تميز حقّ از باطل، پس اين چنين غيبتكننده، آثم و گناهكار است هر چند در گفته خود صادق باشد.
فان اغتبت فبلغ المغتاب فاستحلّ منه، و ان لم يبلغه و لم يلحقه علم ذلك، فاستغفر اللَّه له
مىفرمايد كه: هر گاه غيبت كسى كردى و به لوث اين ملوّث شدى، پس اگر غيبت تو به گوش آن شخص رسيد و دانست كه تو غيبت او كردهاى، خواه به اجمال و خواه به تفصيل، پس علاج خلاصى تو از گناه و عقوبت آن، طلب كردن حلّيّت است از او، و جزع و استغاثه كردن، تا تو را حلال كند و از تقصير تو بگذرد و اگر به گوش او نرسيد و نشنيد كه تو غيبت او كردهاى، پس علاج او استغفار است يعنى: بايد از براى آن شخص طلب آمرزش كنى و از گفته خود نادم و پشيمان باشى.
الغيبة تأكل الحسنات كما تأكل النّار الحطب
مىفرمايد كه: غيبت مىخورد و محو مىكند حسنات را، چنان كه مىخورد