ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٩٨ - باب چهل و ششم در آداب سخن گفتن
معاصى و فسوق چنين نيست. چه در ساير فسوق، انتظار توبه و احتمال قبول رجوع هست. ديگر آنكه كلام، سختترين معاصى است از روى ملامت بر نفس. امّا ملامت اخروى، مثل ملامتى كه مترتّب شود بر گفتن ردّه و مثل او، و امّا ملامت دنيا، مثل آنكه كسى در حضور جمعى، حرفى گويد كه سامعان بر او استهزا و سخريّه كنند و خفيف شود و اين خفّت و الم، مستمرّ است از وقت گفتن تا انقضاى عمر، كه هر گاه به خاطر بيايد متأثّر مىشود و ملامت خود مىكند و بسا باشد كه شدّت الم و غصّه، به كوفتهاى مهلك منجرّ شود. و نيز الم كلام و اثر او، زودتر به متكلّم مىرسد از الم كارهاى ديگر. چرا كه معاصى ديگر، الم آنها به حسب ظاهر منحصر به آخرت است و الم كلام، هم در دنيا است و هم در آخرت، چنان كه دانستى.
و اللّسان ترجمان الضّمير
مىفرمايد كه: زبان، ترجمان ضمير است كه هر چه در خاطر خطور كرد، زبان او را ترجمه مىكند و ظاهر مىكند.
و صاحب خبر القلب
و زبان، صاحب خبر دل است و هر چه در دل است، زبان خبر از او مىدهد.
و به ينكشف ما في سرّ الباطن
و به وسيله زبان ظاهر مىشود هر چه در باطن، مكمون و مستور است.
و عليه يحاسب الخلق يوم القيامة
و بيشتر حساب خلايق در روز قيامت، متعلّق است به زبان و منوط است به گفتار زبان.
و الكلام خمر يسكر القلوب و العقول ما كان منه لغير اللَّه
مىفرمايد كه: گفتگوئى كه از براى خدا نباشد و لغو و بىفايده باشد، مثل خمر