ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٩٦ - باب چهل و ششم در آداب سخن گفتن
جلّ لاهلها، و هم امناء اسراره في ارضه.
شرح
قال الصّادق عليه السّلام: الكلام اظهار ما في قلب المرء من الصّفاء و الكدر، و العلم و الجهل
حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايد كه: گويائى و تكلّم، ظاهر مىكند هر چه در باطن متكلّم است از صفا و كدورت، و از علم و جهل. يعنى: از كلام هر كس حال او ظاهر مىشود. و اگر صفاى باطن و ربط به مبدأ دارد، كلام او جز ذكر الهى و هدايت مردم و نقل حديث و نشر مسائل علمى نخواهد بود. و اگر كلام او اكثر لغو و هجو و شعر و خبث است، دليل قساوت قلب و عدم ربط به مبدأ است. و به همين قياس است علم و جهل.
قال امير المؤمنين عليه السّلام: المرء مخبوء تحت لسانه
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد كه: هر كسى پنهان است به زير زبان خود.
يعنى: تا حرف نزده است و متكلّم نشده است، معلوم نمىشود كه عالم است يا جاهل؟ صالح است يا طالح؟
فزن كلامك و اعرضه على العقل، فان كان للَّه و في اللَّه فتكلّم به، و ان كان غير ذلك فالسّكوت خير منه
مىفرمايد كه: هر گاه خواهى كه متكلّم شوى به كلامى، بايد كه پيش از گفتن بسنجى آن حرف را به عقل خود، اگر شايسته گفتن باشد و ضرر دنيوى يا اخروى بر گفتن او مترتّب نشود، بگو: و اگر نه اين چنين باشد و مظنّه ضررى در او باشد، مگو. و نگفتن او را واجب دان.
فليس على الجوارح عبادة اخفّ مؤنة، و افضل منزلة، و اعظم قدرا عند اللَّه، من الكلام في رضا اللَّه و لوجهه، و نشر آلائه و نعمائه في عباده.