ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٢٣ - باب سى و دوّم در نكوهش دنيا
مىشود. و هر كه دنيا را خوب دانست و دنيا به صورت خوب به نظر او جلوه كرد، دنيا او را به خود حريص مىكند، چرا كه معشوقش مىشود و در طلب معشوق حرص لازم است. و هر كه طلب دنيا مىكند، صاحب طمع مىشود و هميشه نظرش به احسان غير است. و هر كه مدح دنيا كند و دنيا از آن حيثيّت كه دنيا است ممدوح او باشد، مرائى مىشود، و اكثر كارهايش ريائى و مغشوش خواهد شد، و قيد حيثيّت از جهت آن است كه، دنيا از آن حيثيّت كه محلّ تحصيل كمالات است، ممدوح است نه مذموم.
حديث است كه كسى ذمّ دنيا مىكرد و سبّ دنيا مىنمود، حضرت امير عليه السّلام منع او كرد و نسبت حمق و جهل به او داد و گفت: ندانستهاى كه دنيا محلّ تحصيل قرب الهى است و همه انبيا و اوصيا، در دنيا عبادت الهى كردهاند و محل تحصيل رضاى الهى است، و تو سبّ او مىكنى؟! و نيز مىفرمايد كه: هر كه را اراده و قصد دنيا باشد و با اهل دنيا از براى دنيا محشور باشد و اختلاط كند، مركوز مىشود در دل او اثر عجب، و رفته رفته صاحب عجب مىشود. و هر كه خاطر خود از فريب دنيا جمع كرد و از او مطمئنّ خاطر شد، فريب دنيا مىخورد و به غفلت فرو رفته، آهسته آهسته غفلت او زياد شده به غفلت، از دنيا خواهد رفت. و هر كه را خوش آينده شد متاع دنيا، و زخارف دنيا به نظر او مستحسن آمد، دنيا مفتون و معشوق او مىگردد و به اندك وقتى از دست او رفته، جز حسرت و ندامت از او حاصلى نخواهد يافت. و هر كه جمع كرد دنيا را و بخل كرد و به مصارف خير صرفش نكرد، دنيا او را به قرارگاه خود كه جهنّم است، خواهد رسانيد.
حاصل آنكه: اين خبيثه دنيّه كه از صفت او، از هزار يكى و از بسيار، اندكى به قلم آمد، هر كه را در حبايل غرور خود، دانه خوار حرص و امل گردانيد، و مكايد و شرور او، هر كه را به مكر و تزوير مبتلا و اسير شهوت و شره ساخت، يقين ببايد دانست كه طريق خير و صلاح دينى بر او مسدود شد و اميد سعادت و فلاح اخروى از او منقطع گشت. چنان كه خالق عالم فرموده كه: «وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» (بقره- ٢٠٠)، اين محروم بىنصيب از آخرت، كه اراده دنيا در ضميرش متمكّن