ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٠٦ - باب بيست و هشتم در بيان راحت
است، به واسطه بزرگ بودن مرتبه قناعت نزد حضرت بارى «عزّ اسمه».
ثمّ كيف لا يقنع العبد بما قسم اللَّه عزّ و جلّ و هو يقول:
و چون قناعت نكند بنده، به داده «قاسم العباد»، با وجود آنكه فرموده باشد كه:
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا (زخرف- ٣٢)
يعنى كه: ما قسمت كرديم در ميان بندگان خود، معاش ايشان را در دنيا و فراخور حال هر كسى در مدّت حيات دنيا، روزى تعيين نموديم.
ايقن و صدّق بما شاء و لما شاء بلا علّة
و هر گاه حضرت بارى «عزّ اسمه»، خود چنين فرموده باشد و خلف در وعده او نباشد و گفته او، مخّ حقّ و عين صدق باشد، پس تصديق او بكن و به فرموده او اذعان نما و هر چه در باره تو كرده است از فقر و غنى و صحّت و مرض، عين مصلحت دان، و تلاش زيادتى از براى روزى مقرّر، مكن.
فمن ايقن بربّه، اضاف تولية الاقسام إلى نفسه بلا سبب
يعنى: هر كه يقين كرد كه او را پروردگارى هست كه او را ايجاد كرده و از عدم به وجود آورده و از ايجاد او عاجز نبوده، البتّه نسبت خواهد داد قسمت روزى و اجل خود را نيز به او، نه به سبى و علّتى غير او. يعنى: يقين خواهد دانستن كه از روزى او نيز، عاجز نخواهد بود و روزى و ساير ما يحتاج، قدرى كه لازم حيات باشد، به او خواهد رساند. و ممكن است كه «اضاف، تا آخر» استفهام انكارى باشد و ضمير مجرور، راجع به موصول باشد.
و من قنع بالمقسوم، استراح من الهمّ و الكرب و التّعب
و هر كه قناعت كرد به داده خدا و به قسمت او راضى شد. و دانست كه ظلم به او روا نيست و قسمت او از روى عدل است نه جور، و از روى حكمت و مصلحت است، از غم روزى فارغ است و در غايت راحت و استراحت است و تشويش به