ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٦١ - باب نودم در بلاء
كنيم او را به منزل روح و ريحان رسانيم.
روايت است كه حضرت داود عليه السّلام مناجات كرد: الهى چيست جزاى آن غمزده مسكين كه با دل حزين و باطن پرسوز و انين، بر صدمات بلاى تو، بر وفاى رضاى تو صبر كند؟ حقّ جلّ و علا فرمود: جزاى آن بنده آن است كه دل سليم او را، خلعت ايمان پوشانم و عطاى اين نعمت بينهايت از او باز نستانم. پس كمال صابر آن است كه از هر حركتى كه آن مذموم است، صبر كند.
ببايد دانست كه اسامى صبر به حسب حال، مختلف مىگردد و در هر محلّ اسمى ديگر مناسب آن حال بر او اطلاق كرده مىشود. مثلا اگر صبر بر مصائب بود، آن را صبر خوانند و از اسم حقيقى او در اين محلّ عدول نكنند. و اگر از شهوت بطن و فرج بود، آن را عفت خوانند. و اگر در حال حرب و مقاتله بود، آن را شجاعت خوانند مقابل آن جبن است. و اگر در حال فروخوردن خشم بود، آن را حلم خوانند، و مقابل آن تهتّك است. و اگر در حال ظهور نائبهاى از نوائب روزگار باشد آن را سعت صدر خوانند، و مقابل آن ضجر است. و اگر در اخفاى كلام بود، آن را كتمان سرّ خوانند، و مقابل آن اذاعت است. و اگر صبر از فضول مال بود، آن را زهد خوانند، و مقابل آن حرص است. و اگر صبر بر قدر يسير بود از حظوظ، آن را قناعت خوانند، و مقابل آن شره است. و بر اين قياس، عارف چون به نظر بصيرت تأمّل كند، اكثر ابواب ايمان را در اين صفت (قناعت) بيابد.