ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٠٣ - باب هشتادم در جهاد و رياضت نفس
عبادتى كه اساس او بر تقوى نيست، آن عبادت مثل غبارى است كه در روى هوا پهن است، يعنى قدر و اعتبار ندارد.
قال اللَّه تعالى: أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ، أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ. (توبه- ١٠٩)
چنان كه خداى تعالى در قرآن مجيد فرموده كه: آيا هر كسى كه اساس افكند بناى دين خود را بر ترسكارى از خداى و خشنودى او، (كه قاعدهاى است محكم) بهتر است، يا آنكه اساس نهد دين خود را بر كناره رودى كه زيرش به مرور سيل، تهى شده و ظاهرش بجاى خود ايستاده باشد و شكافته شده باشد و نزديك بود، به افتادن.
و تفسير التّقوى ترك ما ليس باخذه باس حذرا عمّا به باس، و هو في الحقيقة طاعة بلا عصيان، و ذكر بلا نسيان، و علم بلا جهل مقبول غير مردود
مىفرمايد كه: معنى تقوى، ترك كردن هر چيزى است كه در كردن او باكى نباشد، به واسطه خوف افتادن در چيزى كه در او باك باشد. حاصلش ترك شبهات است به واسطه ترس افتادن به محرّمات، چنان كه گفتهاند:
«من رتع حول الحمى كاد ان يقع فيه».
، يعنى: هر حيوانى كه مىچرد در حوالى قرق، نزديك است كه بيفتد در قرق.
و نيز فرموده است كه: تقوى تنها بجاى عبادت است، و تقوى را از براى متّقى عبادت مىنويسند، هر چند مشغول عبادت ديگر نباشد. چرا كه عبادت، عبارت از اتيان به اوامر است و اجتناب از مناهى، و متّقى در همه حال به او صادق است كه چنين است، پس در همه حال به او صادق است كه در عبادت است و از عبادت منفكّ نيست.
و نيز از براى متّقى ذكرى است كه هرگز فراموشى ندارد، چرا كه ذكر به ياد خدا