ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٤١ - باب هفتاد و دوّم در بيان موعظه و پند
بزىّ الصّالحين، المظهر بكلامه عمارة باطنه، و هو في الحقيقة خال عنها قد غمرتها وحشة حبّ المحمدة، و غشيها ظلمة الطّمع فما افتنه بهواه، و اضلّ النّاس بمقالته
مىفرمايد كه: هر كه حيران و سرگردان مىگردد در بيابانهاى عصيان مولاى حقيقى، و فرو رفته است و مىچرد در چراگاههاى گمراهى و نافرمانى، و از دايره حيا و شرم، بيرون مانده است و غرضش از پند و وعظ مردم، غير سمعه و شهرت و ريا نيست، و از براى جلب قلوب مردم و فريب ايشان، خود را به لباس تقوى و صلاح ساخته و آراسته باشد و به ظاهر معمور و باطن خراب باشد، چنين كسى به تحقيق و يقين كه فرو گرفته است دل او را ظلمت و تيرگى و وحشت حبّ جاه و ستايش مردم. و باعثى نيست او را بر اين صفات موحشه مگر توقّع و طمع از مردم كه از براى جلب قلوب مردم خود را به اين صفات مهلكه انداخته است، كه بىآنكه خود پند گيرد پند ديگران مىدهد و بىاصلاح اصلاح خود، اصلاح غير مىنمايد و بىاهتدا و راه يافتن، راهنمائى مىكند و چنين كسى گول نفس خود خورده است و فريب خود خورده و گمراه كرده است مردمان را به مقاله خود و موعظهاى كه به ديگران مىكند. لفظ «ما» ماء تعجّب است.
قال اللَّه عزّ و جلّ: لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ. (حج- ١٣٦)
چنان كه خداوند جهان در شأن ايشان فرموده كه: چه بد مولى و چه بد عشيرهاى است شيطان و جنود او از براى ايشان.
و امّا من عصمه اللَّه بنور التّأييد و حسن التّوفيق، و طهّر قلبه من الدّنس، فلا يفارق المعرفة و التّقى، فيستمع الكلام من الاصل، و يترك قائله كيف ما كان
مىفرمايد كه: آنچه گفتيم كه شرط تأثير وعظ و پند، عمل كردن واعظ است به