ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٦٣ - باب پنجاه و هشتم در باره تواضع
ديگرى و زيادتى در اصل و نسب و حسب را مناط اعتبار مدانيد، و مگوئيد بعض شما به ديگرى كه: من زيادتى به تو دارم، چرا كه من از فلان قبيلهام، و پسر فلانىام، و استعداد دارم و تو ندارى، چرا كه اينها نزد خداوند عالم، قدر ندارد و غير تواضع و بندگى و اطاعت نزد او «عزّ شأنه» مناط اعتبار نيست. و نيز بايد هيچ كدام شما با ديگرى در مقام بغى، و ظلم نباشيد، چرا كه ظلم و بغى منافى تواضع است و شما مأموريد به تواضع. و نيز از جمله وحى است كه: تواضع نمىكند هيچ كس از براى خداى تعالى مگر آنكه حضرت خداوند تعالى بلند مىكند مرتبه او را در دنيا و آخرت.
و كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اذا مرّ على الصّبيان سلّم عليهم لكمال تواضعه
مىفرمايد كه: حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله، از بس كه متواضع بود و مثل ساير صفات كماليّه در صفت تواضع نيز كامل بود، هر گاه به اطفال مىرسيد، سبقت سلام به ايشان مىكرد.
و اصل التّواضع من اجلال اللَّه تعالى و هيبته و عظمته، و ليس للَّه عزّ و جلّ عبادة يقبلها و يرضاها إلّا و بابها التّواضع، و لا يعرف ما في حقيقة التّواضع إلّا المقرّبون من عباده، المتّصلون بوحدانيّته
مىفرمايد كه: اصل و عمده تواضع، تواضع كردن است از براى جناب عزّت، و بزرگوارى او را به خاطر آوردن، و خود را حقير و ضعيف و ناچيز شمردن، و هيچ عبادتى مقبول حضرت بارى تعالى نيست، مگر عبادتى كه از روى تواضع و فروتنى باشد. و نشناختهاند و راه نبردهاند به حقيقت تواضع، مگر بندگان مقرّب و كسانى كه راه بردهاند و معترفند به توحيد و يگانگى بارى تعالى.
قال اللَّه تعالى: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً، وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً..